تبليغاتX
هنرپيشه هاي قديم و خواننده هاي ايراني
چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384
نادره: حضور اين زن در سينماي ايران منحصر بفرد و تكرار نشدني است

نادره خير آبادي - فكر مي كنم حضور اين زن در سينماي ايران منحصر بفرد و تكرار نشدني خواهد بود . كاملا با شما موافقم . خيرآبادي بازيگر منحصر بفردي است. كاملا بي ادعا و سخت كوش و هميشه ملموس و باورپذير. نادره در پيش پا افتاده ترين فيلمفارسي هاي آنزمان هم يك وزنه تعادلي بود و ابتذال «فروزان ها» و « طباطبائي ها» را با گرمي و صميميت يك مادر ايراني تلطيف مي كرد. نادره بازيگر شاهكاري است كه بازي شاهكار نداشته و اين از نقاط ضعف بزرگ سينماي ايران است كه قادر نيست براي تن چنين بازيگري جامه مناسبي بدوزد. ولي نظري را كه در رابطه با موسيقي متن فيلم هم دارم درباره او تكرار مي كنم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه دوازدهم شهریور 1384
اولین حضور ها بر پرده سینما

و سر انجام به دلیل حضور نخستین بازیگر زن ایرانی در عرصه ی سینما بوده است.آسیا قسطانیان در این فیلم نقش دختری را داشته است که به خاطر ازدواج با مردی که اهل سینماست ، با مخالفت پدرش مواجه می شود ، اما روح انگیز سامی نژاد که در فیلم دختر لر ( عبدالحسین سپنتا) ایفای نقش کرد موقعیتی بهتر از او یافت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه یازدهم شهریور 1384
ناصر ملک مطيعی خاطرات خود را مي نويسد

ناصر ملک مطیعی خاطرات خود از سینما و ایران آن روزگار را مي نويسد. او سعي دارد با پرهيز از قضاوت در باره دست اندركاران سينماي قبل از انقلاب جريان فيلمسازي در سينماي آن روز ايران را از نگاه شخصي خود روي كاغذ بياورد.  ناصر ملک مطیعی، بازیگر سینمای پیش از انقلاب، خاطرات خود از سینما و ایران آن روزگار را در کتابی ثبت می کند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه دهم شهریور 1384
مارلون براندو و ... بهروز وثوقی

درست در همان روزهايی كه جامعه‌ی آمريكا از بازيگر بزرگ خود تجليل و ستايش می‌كرد و صفحه‌های نخست روزنامه‌ها با تصوير او آذين می‌شد، اتفاق ديگری هم در گوشه‌ای ديگری از جهان اتفاق افتاد: كتاب "زندگی نامه‌ی بهروز وثوقی" در ايران مجوز نشر نگرفت! اين كتاب حاصل سه سال كار و تلاش بهروز وثوقی و ناصر زراعتی بود كه بنا به خواسته‌ی بهروز وثوقی قرار بود در ايران چاپ و نشر گردد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه نهم شهریور 1384
تاریخ سینمای ایران

 در سال 1279 شمسی(1900 میلادی ) مظفرالدین شاه برای تماشای جشن عید گل به شهر اوستاند بلژیک میروددر همین مراسم دستگاه سینما توگراف را میبیند و از نحوه کار آن توسط میرزا ابراهیم خان عکاس باشی مطلع میگردد. همان زمان شاه دستور خریداری یک دستگاه سینما توگراف و لانترن ماژیک میدهد، و میرزا ابراهیم خان در همین سفر از پرتاب یک شاخه گل توسط یک خانم سوار بر کالسکه فیلم برداری میکند .طی سالهای بعد این دستگاه در اندرونی دربار و مجالس بزرگان به نمایش فیـلـمهای تک حلقه ای میپردازد. در سال 1384 ش یک سالن کوچک در خیابان چراغ برق ایجاد میکند؛که عموم مردم میتوانسـتـند از این سالن استفاده کنند،اما پس از چندی این سالن توسط دولت به توقیف در میآید و میرزا ابراهیم خان صحاف باشی دستگیر و به اصفهان تبعید میگردد. دو سال بعد مهدی خان روسی که در حرمسرای محمد علی شاه فیلم نمایش میدادتوانست یک سالن سینما در خیابان علا الدوله احداث کند. سپس کم کم آرتا شس پا تما گریان (اردشیر ارمنی)،آقایوف و علی وکیلی سینماهایی دایر کردند. ازسالن اردشیر خان ارمنی عموم مردم میتوانستند استفاده کنند.کم کم مردم برای رفتن به سینما رقبت نشان دادند و سالن های بیشتری افتتاح گردید.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه هشتم شهریور 1384
این سوسن است که نمی خواند

دیگرشد. سوسن نماند. بیرون آمد. از حصار وطن به زندان بی حصار غربت آمد . ماند و به همان جا برگشت که آمده بود: فقر هولناک. و مرگ در تنهایی

جز او که در باران ریز دیاری غریب به دهان بازگور می رفت ، تنها یک نفر دیگر از"کوچه وبازار" به ادبیات ایران راه یافت: فردین . فروغ فرخزاد در آن منظومه ماندگار شعر معاصر از کسی گفت که مثل هیچ کس نیست و از
آسمان توپخانه در شب آتش بازی می آید
و سفره را می اندازد
و نان را قسمت می کند
و پپسی را قسمت می کند
و باغ ملی را قسمت می کند
و شربت سیاه سرفه را قسمت می کند
و روز اسم نویسی را قسمت می کند
وغذای مریضخانه را قسمت می کند
و چکمه های لاستیکی را قسمت می کند
و سینمای فردین را قسمت می کند


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي