تبليغاتX
هنرپيشه هاي قديم و خواننده هاي ايراني
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385
نگاهى به آثار سينمايى على حاتمى - قصه مردى كه در پاييز رفت

علی حاتمیميراث على حاتمى براى ما يازده فيلم سينمايى و دو مجموعه تلويزيونى بود به اضافه انبوهى از طرح ها و فيلمنامه هايى كه شرايط و مجال توليدشان فراهم نشد؛ ملكه هاى برفى، نوشدارو، محمد رسول الله، آق بانو و... و از همه مهم تر حسرت جهان پهلوان تختى كه در كشاكش مبارزه با سرطان، فيلمبردارى آن را هم آغاز كرد، اما مهلت پايان آن را نيافت. سينماى حاتمى و قصه هاى او همگى راوى داستان حسرت آدم  ها بودند و خود نيز به عنوان هنرمندى كه نبوغ منحصر به فردش تا پايان عمر درك ناشده باقى ماند، در تمام سال  هاى فعاليت گرفتار حسرت بود؛ حسرت فهم درست و ارتباطى بسامان از سوى منتقدان، حسرت اعتمادى از سر صدق از سوى  مسئولان و حسرت ساختن فيلم هايى كه مى دانست و باور داشت جز او كس ديگرى را توان ساخت آنها نيست، كه ناتمام ماندن تختى اين باور او را ثابت كرد كه هيچ فيلمساز و هنرمندى شهامت و توان ادامه و حتى شبيه سازى آنچه را كه او مى خواست بسازد نيافت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه سی ام اردیبهشت 1385
بانو پوران : بهار می آيد گل هم می آيد اما او ديگر نه!

بانو ÷ورانمشهورترين ترانه بهاری را او خواند. شايد هم معروف ترين ترانه نوروزی را. گل اومد، بهاراومد، من ازتو دورم... برای يك دهه كامل و شايد هم بيشتر، بی رقيب ترين خواننده شاد ايران- به سبك خود- بود. در سال های غمگين پس از 28 مرداد، اگر با مرا ببوس می گريستند، با صدای پوران از غم فاصله می گرفتند. سالهايی كه زندان های قصر و قزل قلعه پر بود و در زندان زرهی گوشت و پوست و ايمان زير تازيانه. پوران در دهه 1330 مشهورترين خواننده روز ايران شد و در دهه 40 نيز اين شهرت را برای خود حفظ كرد. او این راه بلند را خیلی کوتاه طی کرد. از سال 1330 خواند و از سال1331 با نام مستعار بانو ناشناس وارد رادیو ایران شد. بخت و استعداد خود را در چند فیلم هم آزمایش کرد، از جمله فیلم اول هیکل . بدرستی، كس ندانست چرا از شوهرش شاپوری ويلونيستی كه آهنگساز ترانه های او نيز بود جدا شد، اما با روشن زاده تا آخرين لحظات مرگ ناگهانی اش ماند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385
محمدعلي فردين : بازيگري كه به ادبيات راه يافت

محمدعلی فردینحدود شش سال از خاموشي يكي از نامهاي بزرگ سينماي پيش از انقلاب ايران محمدعلي فردين ميگذرد. محمدعلي فردين با نام هنري فردين از مشهورترين هنرپيشگان سينماي ايران در دههء 30 خورشيدي بود كه سرانجام بعد از 20 سال دوري از سينما در سال 1379 به علت ايست قلبي درگذشت. وي علاوه بر هنرپيشگي، قهرمان كشتي ايران در مقام دوم المپيك نيز بود. وي فعاليت در سينما را با فيلم چشمهء آب حيات در سال 1338 آغاز كرد و آخرين فيلمي كه در آن به ايفاي نقش پرداخت فيلم برزخيها محصول سال 1361 بود. پس از مرگش چهار كتاب دربارهء زندگي او منتشر شد و علاوه بر آن فردين را ميتوان تنها هنرمند عرصهء سينما دانست كه به ادبيات نيز راه پيدا كرده است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385
شهيارقنبري : نوشتن ترانه را از سن 15 سالگي آغاز كرد

شهریار قنبریشهيار قنبري فرزندحميد قنبري است ، كه در تاريخ  1331/6/5  در تهران متولد شده است اگر بنا باشد هنري به شهيار نسبت دهيم به خطا رفتيم زيرا كه او در هر هنري دستي داشته است كه برجسته ترين آن ترانه سرائي است و به اعتقاد بعضي از جمله اردلان سرافراز (از ديگرترانه سرايان بنام فارسي زبان) شهيار قنبري سرآغاز ترانه ي نوين ايران زمين است وبه راستي كه چنين است. شهيارقنبري نوشتن ترانه را از سن 15 سالگي آغاز كرد و در ميانه ي سنين پانزده و شانزده سالگي در ترديد نوشتن يا ننوشتن به سر مي برده است. تا اينكه به لندن مي رود. و در تظاهرات اعتراض به جنگ ويتنام شركت مي كند پس از آن به وطن باز مي گردد و او در اين مقطع ديگر شك نداردكه مي تواند بنويسد و فعاليت خود را به صورت جدي آغاز مي كند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
محمد علی کشاورز : یادشان رفته من هنوز هستم!

محمدعلی کشاورزایرانیوز یک میز گرد فرهنگی در همین هفته‌های آخر سال ترتیب داده بود. دراین میز گرد محمدعلی کشاورز هم شرکت کرده بود. از فراموش نشدنی ترین چهره‌های تئاتر و سینمای ایران، که شانه به شانه انتظامی پیر شده است. متولد 1309 است. اصفهانی است و فارغ التحصیل دانشکده هنرهای دراماتیک. «چوب به دست‌های ورزیل» ساعدی را چنان از آب و گل درآورد که در تاریخ تئاتر ایران ماندنی است. لیست نمایشنامه‌هائی که بازی کرد و روی صحنه رفت بلند تر از آنست که دراین خلاصه بگنجد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385
گزارشی از کنسرت مرضيه در پاريس : پوسترهای مرضيه در متروی پاريس

بانو مرضیه

مرضيه خواننده پر سابقه و سرشناس موسيقی ايران، سه سال بعد از آخرين کنسرتی که در ومبلی لندن اجرا کرد و مدت ها خبر چندانی از او نبود، دوشنبه هفدهم آوريل بر صحنه تالار معروف المپيای پاريس ظاهر شد و برگزيده ای از آهنگ های خاطره انگيز قديمی اش را خواند. در برگزاری اين کنسرت که با تبليغات وسيعی همراه بود و پوسترهای بزرگ مرضيه را می شد در بيشتر ايستگاه های متروی پاريس ديد، يک ارکستر بزرگ با بيش از پنجاه نوازنده طراز اول اپرای پاريس او را همراهی می کردند. رهبری ارکستر را محمد شمس موسيقيدان و آهنگساز ايرانی بر عهده داشت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385
حسن کچل نخستين فيلم از مرحوم علي حاتمي : هوار هوار رفتم، مثل غبار رفتم ...

حسن کچلهوار هوار رفتم، مثل غبار رفتم، جدا شدم ز شاخه، فصل بهار رفتم، خونه‌امون لونه اي تو دنيا بود، به خدا دلمون دريا بود، دست و دل باز بوديم پيش همه، سرمون پيش همه بالا بود. هوار هوار رفتم، مثل غبار رفتم، جدا شدم زشاخه، فصل بهار رفتم، پولمون از پارو بالا نمي‌رفت، دستمون تو قاب حلوا نمي‌رفت. همه نارو مي‌زدن به هم ديگه، فكر ما پشت اين حرفا نمي‌رفت، هوار هوار رفتم، مثل غبار رفتم، جدا شدم زشاخه فصل بهار رفتم. وقتي ما پشت اين حرفا كه مرگ از راه بياد، هر جا بري، مثل سايه پشته پشته، فرار كني، قايم بشي، هر جا بازم توي مشتته، مشتته. هوار هوار رفتم، مثل غبار رفتم، جدا شدم زشاخه، فصل بهار رفتم. اين ترانه در فيلم «حسن كچل» ساخته ي مرحوم علي حاتمي خوانده مي‌شود.  نمايش «حسن كچل» اولين ساخته سينمايي علي حاتمي در 14 سينماي تهران است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385
در پشت صحنه با محمد و حبيب : خيلی سخته، دور از وطن و مادر

حبیب و محمدچندمين ساله که پدر و پسر با هم نوروز رو روی صحنه جشن می گيرين؟

محمد و حبيب: سومين ساله که با هم هستيم.

 

خب اين سه سال چطور گذشت؟

خيلی سخت، دور از وطن و مادر (محمد) و نوروز که طبق معمول دور از خانواده هستيم ولی با تلفن با اونا تماس می گيريم.

 

حس اين استاديوم بزرگ با اين همه جمعيت رو چطور ديديد؟

متاسفانه نورها نميذارن ما مردم رو ببينيم. ولی خب مردم اروپا هميشه متفاوت بودن و امشب هم برای محمد گل و عروسک روی صحنه پرتاب کردن...


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385
نصرت كريمی : آمد كه بگويد

نصرت الله کریمیدر دومين روز هفته تئاتر از كارگردانان برگزيده تئاتر كشور در سال گذشته تقدير شد.  در ابتدای اين مراسم انجمن كارگردانان خانه تئاتر با پخش فيلمی از زنده ياد مهين اسكويی ، ياد و خاطره او را گرامی داشت. نصرت الله كريمی كارگردان و بازيگر به پيری رسيده تئاتر ايران نيز در اين مراسم با عصا حضور يافت و با تجليل از مقام هنری زنده ياد مهين اسكويی گفت: طی سال های 1326 تا 1327 كه تئاتر فردوسی توسط زنده ياد عبدالحسين نوشين افتتاح شد، شاگردان زيادی زير نظر او به آموختن تئاتر علمی مشغول بودند. اين مهين اسكويی بود كه در اين دوران توانست با هنرنمايی خود در قالب بازی در شخصيت های متعدد در اين دوران بود كه زنده ياد نوشين در عين ناباوری همه هنرمندان مطرح آن دوران ، به جوانی ميدان داد كه در سالهای بعد توانست نام خود را در تاريخ تئاتر ايران به ثبت برساند. تئاتری خود را به عنوان يكی از بهترين بازيگران تئاتر ايران معرفی كند ؛ وی زنی بود كه به معنا و مفهوم واقعی عاشقی و دلباخته تئاتر بود.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385
مصاحبه با معين بعد از ۱۰ سال

 

معینبا سلام به همه هموطنان خودم خصوصاً ايرانيان داخل کشور ، اميدوارم بتونم کارهايی ارائه بدم که مورد پسند مردم باشه و با دلی شاد به اونها گوش بدن.

 

ما با آلبومهای شما از دهه ۸۰ تا به امروز زندگی ميکنيم که خيلی از اونها رو خود شما ساخته بودين...

درسته، آهنگهايی مثل "کسی را دوست  ميدارم" "کعبه" "وقتی سرت روی شانمه" و خيلی آهنگهايی ديگه رو خودم ساختم. البته آهنگ "کسی را دوست ميدارم" را در ايران ساختم و بعد از موفقيت اون به آمريکا سفر کردم.البته شرايط اون موقع فرق داشت ...


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385
چند سطرى با اشك ها و خنده هاى مرتضى احمدى : اينجا مرا فراموش كرده اند

مرتضی احمدیمرتضى احمدى هم بغضش مى تركد؛ اين را نشنيده بگيريد يا شايد نخوانده، اما به قول خودش: «من هم آدم ام.» تا بوده شادى بخشيده، يا خنديده يا خندانده، اما از دل خودش كسى خبر ندارد اگر هم «كسى» خبر داشته باشد، «كس» نيست، تيتراژ «حسن كچل» است يا گاهى دو، سه خطى كه اشك هايش را مى نويسد؛ همانكه سرانجام گفت وگو خواهيد خواند. برخلاف هميشه و خصوصاً تمام پايان ها كه مى فهمم «ناگفته ها» فاتح مطلق و بلامنازع ستيز با «گفته ها»يى هستند كه دقايق و سطور گفت و گو با آنها اتفاق مى افتد، اين بار قدرى هم كه شده ناگفته ها را باخته ديدم؛ انگار وقتى «ناگفته»، «گفته» شود بر سر داشته هايش قمار كرده بر خلاف من كه هميشه نداشته هايم را باخته ام بگذريم. در گفت و گوى پر اشك و خنده ما، تصور اشك ها و بغض هاى مرتضى احمدى سخت تر بود. انگار هيچ وقت، هيچ كس نيست بيايد از «خنده هاى تلخ از گريه غم انگيزتر» سراغى بگيريد:


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385
فريدون فروغی : فريدون را فراموشي و خاموشي كشت

فریدون فروغیفريدون فروغي را چگونه بايد نوشت كه سكوتي سنگين عاقبت اورادرهم شكست . فريدون فروغي ، چهارمين و آخرين فرزند خانواده ي فروغي در تاريخ 9/11/1329 درتهران متولد شد. او در زمينه ي موسيقي هنرمند كاملي ست . زيرا علاوه بر خوانندگي ، در نواختن گيتار ، پيانو و ارگ مهارت خاصي داشته است و به كار آهنگسازي و ترانه نيز مي پرداخته است. او تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهاي (پروانه ، عفت و فروغ) داشت كه هم اكنون در قيد حيات مي باشند. فتح الله فروغي ، كارمنداداره ي دخانيات بود. كه در تنهايي خود به سرودن شعر و نواختن تارمي پرداخت و از مالكان بزرگ روستاي نراق ـ مابين قم و كاشان ـ به شمار مي آمد. 


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385
عبدالحسين سپنتا : در سال 1307 نخستين روزنامه اش منتشر شد

عبدالحسن سپنتا در چهارم خرداد 1286 در خيابان واگون خانه (اكباتان فعلي) تهران متولد شد . پدرش ، غلامرضا خان ، فرزند ابوطالب و به نام اجدادش شيرواني معروف بود و چون مدتي را در رشت نزد برادر و فاميلش سر مي كند به غلامرضا خان رشتي نيز شهرت مي يابد . غلامرضا خان كه انگليسي مي دانست در دربار مظفرالدين شاه ، مترجم دكتر ادكاك ، پزشك مخصوص شاه بود و در سفر به اروپا نيز جزو همراهان در آمد . او در 1305 در تهران درگذشت .


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385
گزارشی از جشن سالروز تولد استاد بنان

استاد غلامحسین بنانوقتی صحبت از برگزاری مجلس یادبود و یا بزرگداشت مقام هنری و یا سالروز تولد یکی از هنرمندان می شود، همگان آنگونه مراسم هایی را به یاد می آورند که از طرف نهادهای منتصب به دولت برگزار می شود. اما مراسم سالروز تولد استاد غلام حسین بنان ، استاد آواز و به قول زنده یاد رهی معیری "صدا مخملی" ایران، شبیه هیچ مراسمی نبود . دیروز به همت جمعی از دوستداران فرهنگ و هنر ایران، مراسم سالروز تولد استاد بنان با حضور پری بنان و همچنین استادان برجسته فرهنگ و هنر در فرهنگسرای فردوس برگزار شد . استاد همایون خرم، که سخنران اصلی این مراسم بود از استاد بنان به عنوان یکی از چهار شخصیتی نام برد که مقامش چنان است که وی حاضر است در هر کجا و در هر وضعیتی باشد، افتخار سخنوری در مورد ایشان را با کمال میل پذیرا شود.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385
بر مبنای نظر سنجی ماهنامه فيلم : انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران ماهنامه فيلم در يک نظر سنجی از منتقدان و نويسندگان مطالب سينمايی شخصيت های برگزيده تاريخ سينمای ايران را معرفی کرده است. برای انتخاب اين شخصيت ها مجله فيلم از شصت منتقد مطبوعات نظرخواهی کرده، در مجموع نام نزديک به دويست شخصيت سينمای ايران از آغاز تا امروز در انتخاب ها آمده و حتی يک شخصيت صامت يعنی حاجی آقا در فيلم حاجی آقا آکتور سينما نيز در ميان برگزيدگان است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385
شكيلا : در ۹ سالگی یک شوی تلویزیونی اجرا كرد

شکیلاشکیلا در 13 اردیبهشت 1341 در تهران به دنیا آمد و کوچکترین فرزند خانواده می باشد. او از سنین کودکی به موسیقی علاقمند بود و در میهمانی های خانوادگی هنرنمایی می کرد . در 9 سالگی به دعوت یکی از هنرمندان به اجرای برنامه در یک شوی تلویزیونی پرداخت و همان سبب شد دست اندرکاران رادیو و تلویزیون از او دعوت کنند خوانندگی را به طور حرفه ای ادامه دهد ولی به علت مخالفت خانواده او به ادامه تحصیلش پرداخت و فعالیت هنریش را محدود به شرکت در مسابقات هنری مدارس و جشنهای خانوادگی کرد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه دهم اردیبهشت 1385
گفت و گو با ايرج قادري درباره چشمان سياه در سال ۸۱ : عشق كجا حرف اول را نمي زند

ایرج قادریمدتي است كه اكران عمومي آخرين ساخته ايرج قادري «چشمان سياه» آغاز شده، اگر با ديد منفي نگاه كنيم، مي توان فيلم را پر از عيب و ايرادهاي گوناگون ديد، ولي به هر حال نبايد فراموش كنيم: اين، سينماي ايرج قادري است. كارگرداني كه حق ساختن فيلم دارد و «چشمان سياه» فقط يكي از توليدات هفتادتايي سالانه سينماي ايران است. سينماي ايرج قادري، سينمايي است كه با سينماي متعالي ايران پس از انقلاب همخواني ندارد. با اين كارگردان به بهانه «چشمان سياه» به گفت وگو نشسته ايم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه نهم اردیبهشت 1385
سیاوش قمیشی : در کارنامه اش هيچ ترانه اي بی معنی نيست

سیاوش قمیشیاگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است. سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه هشتم اردیبهشت 1385
علی حاتمی : شاعر سینمای ما

زنده یاد علی حاتمیحاتمی، کارگردان شاعرانه های سینمای ایران، حدود 10 سال پیش، روی در نقاب خاک کشید. علی حاتمی در سال 1323 در تهران متولد شد. در اواخر دوره متوسطه به اداره هنرهای دراماتیک رفت و کلاس های این نمایشنامه نویسی اداره را با موفقیت پشت سر گذاشت. این اداره که در آن زمان به عنوان مهمترین محمل تربیت علمی اهالی تئاتر در کشور فعالیت می کرد، چند سال بعد به دانشکده هنرهای دراماتیک تغییر نام داد و حاتمی به این دانشکده راه یافت و در رشته تئاتر مقطع کارشناسی از آن دانش آموخته شد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385
ستار : تک ستاره ی همیشه فروزنده موسیقی ایران

ستارمن سعي كرده ام كه از ستار تک ستاره ی همیشه فروزنده ی هنر موسیقی ایران بنویسیم هر چند مدتی ست چیزی  که شایسته ی او باشد و خاطره ساز شود از وی نشنیده ام اما آهنگهایی نظیر همسفر و خانه بدوش و عروسک و زیر باران ونفرین و اشک .... آنقدر خاطره انگیز هستند که ستاره بازی و فصل پنجم و بوی گندم ... را به یاد نیاورم امید کارهایی نظیر رفیق نا رفیقم  و شام آخر .. . بی صبرانه منتظر می نشینم. حسن ستارپور معروف به ستار خوانندۀ محبوب و خوش صدایی که زنگ صدای استثنایش  هنوز هم عاشقان سینه چاک خود را پس از بالغ بر۳۰ و اندی سال حفظ کرده است در آبان ماه ۱۳۲۸در محلۀ شهباز تهران - که محلۀ خیلی از هنرمندان دیگر مانند: گلپا و بابک بیات و.... بود دیده به جهان گشود.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385
در گفت و گو با فريدون جيراني ، كارگردان سينما : ناصر ملك مطيعي اولين ستاره ايران بود

در سالهاي ۱۳۴۸ تا ۱۳۴۳ فردين، نقش فرد لات و جوانمرد را بازي مي كند

 

بهروز وثوقي از ۱۳۴۸ تا ،۱۳۵۷ معروف ترين ستاره سينماي ايران مي شود

آنچه امروزه بيش از هر چيز نظر قشر جوان را به خود جلب مي كند، آخرين خبرها در مورد جزئيات زندگي خصوصي بازيگران سينمايي است. بويژه بازيگراني كه به عنوان شخصيتهاي رؤيايي و اسطوره هايي اسرارآميز و ستارگاني درخشان در آسمان سينما ظاهر شده اند. آنطور كه پيداست قهرمان شدن و ستاره گرايي در ايران، سلسله مراتب اجتماعي از ارزشها را به وجود آورده است به گونه اي كه گويا ستارگان مي توانند براي جوانان، همچون پلي ميان دنياي واقعي و دنياي آرماني مطرح باشند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385
با اندی و آلبوم جديدش شهر فرشته ها

اندیاندی جان از شهر فرشته ها به شهر لندن خوش آمدی...

لندن هم کم فرشته نداره، اينجا هم شهر خوبيه! فرشته های خيلی قوی هم داره چون همه اومده بودن جلو صحنه و دست منو گرفته بودن و می کشيدن.

نوروز امسال برای تو يک نوروز و آغاز واقعيه چون آلبوم جديد City of angels (شهر فرشتگان) بيرون آمده که دو سی دی هم هست.

درسته البته دقيقا دو سال از آلبوم قبلی من ميگذره.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385
حضور فردین مايه افتخار سينمای ايران بود

محمدعلی فردینهجدهم فروردين ماه ۷۹ درست شش سال از خاموشي يكي از نام‌هاي بزرگ سينماي پيش از انقلاب ايران «محمدعلي فردين» مي‌گذرد. «محمدعلي فردين» با نام هنري فردين از مشهورترين هنرپيشگان سينماي ايران در دههء ۳۰ خورشيدي بود كه سرانجام بعد از ۲۰ سال دوري از سينما در سال ۱۳۷۹ به علت ايست قلبي درگذشت. وي علاوه بر ‌هنرپيشگي، قهرمان كشتي ايران در مقام دوم المپيك نيز بود. وي فعاليت در سينما را با فيلم «چشمهء آب حيات» در سال ۱۳۳۸آغاز كرد و آخرين فيلمي كه در آن به ايفاي نقش پرداخت فيلم «برزخي‌ها» محصول سال ۱۳۶۱ بود. پس از مرگش چهار كتاب دربارهء زندگي او منتشر شد و علاوه بر آن «فردين» را مي‌توان تنها هنرمند عرصهء سينما دانست كه به ادبيات نيز راه پيدا كرده است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385
هايده از شرق طلوع و در غرب غروب كرد

زنده یاد هایدههایده در سال 1321 هجری شمسی در یکی از روستاهای کرمانشاه بدنیا آمد. وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید. هايده از سال 1345 فراگيری موسيقی و آوازخوانی را نزد موسيقيدان معروف علی تجويدی آغاز کرد. تجويدی در ميان آهنگسازان ايرانی، معروف شده است به "کاشف صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. يا خودشان به راه ديگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و يا "رنود" آنها را از او به غنيمت گرفته اند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه دوم اردیبهشت 1385
شهره آغداشلو در نقش يك تروريست ايراني

شهره آغداشلواستيو هولگيبت، گزارش گر ویژه «فایل واشنگتن» طي گزارشي از فوق ستاره ي ايراني سينماي هاليوود، به نقل از شهره آغداشلو مي نويسد: سال 2006 سالي ست كه آوازه ي شهره تمام جهان را فرا مي گيرد. او امسال در چند اثر بحث انگيز سينمايي بازي كرده است. با وجود اینکه این مجسمه کوچک توانایی زنده کردن موفقیت های گذشته و حتی معرفی ستارگان جدید به دنیای هنر را دارد، به نظر می رسد که همیشه هم تآثیر چندا نی بر موفقیت های آتی برنده اش نداشته باشد و تنها بتواند یک لحظه درخشش زودگذر برنده اش را قبل از سقوط در گمنامی به تصویر بکشد. در عین حال برای بعضی، تنها نامزدی اسکار کافیست تا همه توجه ها را به خود جلب کنند و از هنرپیشه مستأصل دنبال نقش های معمولی به هنرپیشه توانایی که نقش به دنبال اوست، تبدیل شوند. این همان چیزیست که برای هنرپیشه ایرانی الاصل، شهره آغداشلو اتفاق افتاد. 


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه یکم اردیبهشت 1385
کارآگاه بهروز وثوقي ، بد مستي فريدون مشيري

بهروز وثوقیحتما براي شما هم پيش آمده که با خواندن يا شنيدن و ديدن چيزي، ياد مطلب و خاطرهاي از کسي يا جايي افتاده باشيد. گويا به اين «تداعي معاني» هم ميگويند. بهرحال هر چه که هست، در هم دويدگي و بههم پيوستگي زنجيرهاي از يادها و خاطرات است که بهمصداق «ميکشد هر جا که خاطرخواه اوست» دست آدمي را ميگيرد و با خود تا کجاهاي کجا که نميبرد! کتاب «زندگينامۀ بهروز وثوقي» را ميخواندم. رسيدم به شرح ماجراي اولين باري که او بهعنوان بازيگر روي صحنه رفته است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي