
جليل شهناز را مي توان به جرات بنيانگذار سبکي در تارنوازي ناميد که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسيقي ايراني، تار مليح مکتب اصفهان را به اوج شکوفايي خود در پايتخت رساند. دوراني که بعد از تاثيرات استاد وزيري با پيش زمينه بزرگاني چون آقا حسينقلي و درويشخان، قدرت نوازندگي در قوت مضراب و سرعت پنجه خلاصه مي شد، نوعي تار نوازي در اصفهان و از خاندان هنر پرور شهناز شروع شد که با نبوغ جليل شهناز به اوج زيبايي و شکوه خود رسيد. شهناز تار را به گونه اي معرفي کرد که تکنيک صرفا منحصر به درابها و ريزهاي قوي و نيز پاساژهاي سريع خلاصه نمي شد.
ایرج قادری می گفت که من زیاد علاقمند بازیگری نبودم در یک شرایط روحی بدی قرار گرفتم بطوریکه از دانشگاه و تحصیل بریده و میخواستم یک جوری خودم را ارضاء کنم تا اینکه از سوی سیامک یاسمی پیشنهاد بازی در فیلم چشمه آب حیات شد و من به خاطر اینکه از تهران دور شوم بازی این فیلم را قبول کردم و به اطراف شیراز رفتم. یاسمی قبلا هم یکی دو بار به من پیشنهاد بازیگری داده بود اما من تحصیل را بهانه قرار میدادم و رد میکردم. ولی در آن شرایط، خروج از تهران انگیزهای شد تا گرفتار سینما و فیلمسازی شوم. بعد از این فیلم به سینما علاقمند شدم و تصمیم گرفتم به درستی به سمتش بروم.
شهره در 18 دی ماه در یکی از محله های تهران در خانواده ای هنرمند متولد شد در 7 سالگی متوجه شد به موسیقی علاقه بسیاری دارد و به هنرستان موسیقی رفت تا با موسیقی آشنایی بیشتری پیدا کند، در 15 سالگی وارد دنیای هنر شد و خوانندگی را پیشه خود کرد اولین آهنگ او دختر مشرقی بود و همه متعجب از این آوازه خوان جدید ِفریبنده زیبا بودند و مدتی طول نکشید که آوازه شهرت و محبوبیت او به همه جا رسید با این آواز شهره به جلد مجله های موسیقی نقل مکان کرد و به یک ستاره بدل شد. شهره یکه تاز شهر شد و هر روز محبوب تر از روز گذشته، او به اوج رسید و محبوب مردم شد.
پسر جوانی که به تازگی به تهران آمده است و بیکار است، با دختر جوانی که تنهاست و کسی را ندارد برخورد می کند و باهم پیمان خواهر برادری می بندند. دختر برای او در رستورانی که خود در آن مشغول به کار است، کار پیدا می کند ولی به علت مشاجره با یکی از میهمانان، مدیر رستوران هر دو را اخراج می کند. میهمانی که باعث بیکار شدن این دو شده است، به آنها علاقه مند می شود و چون وضع مالی خوبی دارد، اجاره ی شش ماه خانه آن دو را بدون اطلاعشان می پردازد. دختر و پسر به دنبال کار می روند ولی به علت نفوذ صاحب رستوران، کسی به آنها کار نمی دهد.
سوسن متولد شهر قصر شيرين در کرمانشاه بود و در همون جا بيمارستانی به اسم سوسن ساخته که پيش از باز شدن انقلاب می شه و هيچوقت استفاده نمی شه. سوسن در طول زندگيش به خيلی ها کمک کرد – گفته می شه که خرج چند دانشجو و کودک بی سرپرست رو در ايران می داده و هر وقت به نيازمندی بر می خورده بهش کمک می کرده. در مصاحبه ای که خانم سوسن سال ها قبل با بی بی سی داشت، گفت که اسم اصليش مهناز بوده ولی در شناسنامه بعدی اسمش رو به گل اندام تغيير می ده. در سن ۵ سالگی پدر و مادرش رو از دست می ده و از اون به بعد به تهران مياد.
رضا ارحام صدر متولد ارديبهشت ماه ١٣٠٢ در محله باقلعهي بخش ۴ اصفهان است و فعاليت هنري خود را از سال ١٣٢٦ و بازي در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پايهگذاران تئاتر در اصفهان محسوب مي شود او همچنين در سال ١٣٣٦ با فيلم شب نشيني در جهنم وارد سينما شد و بعد از بازي در بيش از ٢٠ فيلم و سريال دوباره به دلمشغولي اصليش، تئاتر بازگشت و آن را ادامه داد. از تاريخچه تئاتر و سينماي کمدي انتقادي، زندگي و خاطرات خود سخن گفته است که می خوانید .تحصيلات ابتدايي من در اصفهان گذشت و بعد از اين كه تصديق ٦ ساله ابتدايي را گرفتم، وارد كالج انگليسها شدم.
شکیلا در 13 اردیبهشت ماه سال 1341 در تهران به دنیا آمد. وی کوچکترین فرزند خانواده بود. از همان دوران کودکی شیفته موسیقی بود و آثار نبوغ و استعداد در او هویدا بود. در نه سالگی قطعه ای برای تلویزیون اجرا کرد و آنچنان مورد توجه قرار گرفت که در پی آن برای خوانندگی دعوتش کردند اما از آنجایی که کم سن و سال بود و خانواده اش نیز راضی نبودند و قبول نکرد و به موسیقی در حد شرکت در برنامه های مدرسه و مسابقات استعدادهای درخشان و گاهی نیز هنرمندی در محافل خانوادگی قناعت کرد او همچنین تحصیلاتش را نیز با موفقیت پی گرفت.
در ابتدا لازم می دانم شهادت شیرمرد آزادی و آزادگی حضرت علی (ع) را تسلیت عرض کنم. سید علی میری یکی از شاخص ترین کمیدین های سینمای قبل از انقلاب بود و می توان گفت استاد میری کسی جز مرحوم تقی ظهوری نیست. جوانی پاک با لهجه شهرستانی زادگاهش، که می خواست سرزمین دلاور پرور گیلان را به تمام فرزندان ایران معرفی کند و حق خاکش را با زنده نگه داشتن گویش های گیلانی ادا کند و به همین دلیل هیچ وقت در فیلم هایش حاضر نشد به غیر از لهجه گیلانی لهجه دیگری به کار ببرد. ناگفته نماند لهجه شیرین گیلکی یکی از لهجه های خوب و اصیل ایرانی می باشد.
در دوران دوم، آهنگساز بربازسازی آثار گذشتگان همت گمارده و خود نیز آثاری پخته و منسجم بر اشعار سنتی متقدمین و متاخرین خلق نموده که چنگ رودکی و حالا چرا نمونه هایی از آنانند. در این آثار فاصله گرفتن از شور و شر جوانی و گام نهادن به دوران میانسالی و تمایل به خلق آثار جاویدان فرهنگی ملاحظه می شود. اصولا هم ساختن آثاری اینگونه منسجم و حساب شده، مستلزم فراغتی است که با دوران جوانی چندان سازگاری ندارد. به جرأت می توان گفت که همه تنظیم های خالقی از آثار دیگران به چنان دقت و ممارستی نیاز دارد که سالیان دراز تجربه و تامل طلب می کند.
فیلم سلطان قلبها علاوه بر ماندگاری، فیلمی پرمخاطب و پربیننده بود. فیلم گل یخ هم بر اساس طرحی دو خطی از روی آن ساخته شده است. سید غلامرضا موسوی، تهیه کننده فیلم گل یخ در مورد تشابه داستانی فیلم با فیلم سلطان قلبها گفت: فکرمی کنم تنها استفاده ای که از فیلم سلطان قلبها شده، فقط یک داستان دو خطی است و جنبه داستانی گل یخ هیچ ارتباطی به فیلم سلطان قلب ها ندارد. در تمام نقاط دنیا هم اقتباس و بازسازی فیلم های قدیمی وجود دارد و امری طبیعی محسوب می شود.
ابی يكي از ماندگارترين خوانندگان ايراني مي باشد كه از صدايي فوق العاده خوب و استثنايي برخوردار مي باشد. در سال 1353 ازدواج كرده و سه فرزند دختر حاصل اولين ازدواج او مي باشد. اولين فرزند خاتون متولد 1354 و دندانپزشك، دومين فرزند سايه متولد 1355 و سومين فرزند او عسل متولد 1357 كه همگي تحصيلات دانشگاهي دارند. از ازدواج دوم با خانم مهشيد صاحب يك پسر به نام فرشيد است. ابي خيلي دوست داشته خلبان شود اما در سال 1348 و در سن بيست سالگي از وادي هنر سر درآورده است. شروع كار هنري او با گروه بلك كتز بلك كتز بوده كه ترانه هاي انگليسي مي خواندند.
فیلم گاو در سال 48 توسط داریوش مهرجویی و براساس قصه گاو از کتاب عزاداران بیل نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شد. اسامی عزت الله انتظامی٬ علی نصیریان٬ جمشید مشایخی و محمود دولت آبادی در میان بازیگران به همراه ابهت نام ساعدی میگوید بنشین و نگاه کن خاصه آنکه توانسته باشد. نظر مرحوم دکتر علی شریعتی را هم جلب کند. ضمن اینکه علاوه بر گاو فیلمهای هامون، پری، درخت گلابی و مهمان مامان فیلمهایی از این کارگردان هستند که جایی در خاطرم باز کردهاند. موضع اعتراضی فیلم در همان سالهای ساخت باعث شد که فیلم بلافاصله توقیف شود.
لیلا فروهر در فیلم های خود در کنار ایفای نقش به خوانندگی نیز می پردازد و صدای لیلا روی پرده سینما نیز طنین انداز می شود، فیلم هایی همچون مهمان و گل خشخاش. لیلا در سال ۱۳۵۶ به همراهی وفا در فیلم هایی همچون رابطه جوانی و پرستوهای عاشق و همکلاس هنرنمایی می کند که از پر فروش ترین فیلم های دهه ۵۰ بودند. قبل از آن لیلا در معروفترین نمایش کمدی موزیکال آن زمان بنام استعمار در آستین (عفریته ی ماچین) به کارگردانی رضا میرلطفی به ایفای نقش پرداخت. همبازی شدن او در کنار پدر و مادرش و بزرگان سینمای ایران همچون عنایت بخشی و مرتضی عقیلی و همچنین آواز خوانی لیلا در این نمایش زیبایی آن را صد چندان کرد.
کورش یغمایی هنرمندی است با پيشينه اي قوي و قدرتمند در موسيقي پاپ ايران. شخصیتی که تنها به عشق آب و خاک اجدادیش از تمام فرصت ها و موقعیت هایی که برای او در خارج از کشور مهیا بوده و هست چشم پوشی کرده تا هنرش را در وطنش عرضه کند هر چند که بهای زیادی در این راه تا کنون پرداخته است. وقتی سخن می گوید تمام دردها و رنج هایی که او در تمام این سال ها کشیده، برایتان نمایان می شود. فریادهای او برای اعتلای موسیقی پاپ در ایران در حصار تنگ نظری ها و بی برنامگی ها تنها و اسیرب ماند.
آغاز نوميدي - سپنتا پس از ليلی و مجنون طرح فيلم ديگری بنام جغد سياه را ريخته بود كه امكان ساختن آنرا نيافت. او هم چنين موفق نشد فيلم نامه عمرخيام را كه مدتی قبل نوشته بود، به فيلم درآورد. سپنتا در سال 1315 از كلكته به ايران بازگشت تا بتواند فعاليت های سينمائی اش را در ميهن خود ادامه دهد و توجه مقام های ايرانی را برای تاسيس يك استوديو فيلمبرداری جلب كند. اما سرخوردگی و نوميدی ازهمان ابتدا بر او چيره شد. سپنتا درباره ورودش به ايران چنين میگويد: در شهريور 1315 وارد بوشهر شدم. فيلم ليلی و مجنون را هم همراه آورده بودم.
تورج شعبانخانی، آهنگساز و خواننده، متولد 15 بهمن 1329 در تهران است. او از سن 17 سالگی موسیقی را به طور حرفه ای آغاز کرد. تورج خواننده و سرپرست گروهی بود که آهنگ های فرنگی را اجرا می کردند اما این حد برای او رضایت بخش نبود و می خواست به مراتب بالاتری دست پیدا کند از همین زمان او از گروه جدا شد به طور جدی تر به موسیقی و آموزش و کسب تجربه پرداخت سال1350، تلویزیون آن زمان که به دنبال جذب استعداد جدید رشته موسیقی بود فراخوانی برگزار کرد دراین فر اخوان از بین 4000 نفر شرکت کننده فقط 40 نفر برگزیده شدند.
چنگیز جلیلوند در معرفی استودیوهای دوبله به سرنوشت استودیو دماوند اشاره میكند. استودیو دماوند در آن روزگار بهترین و بزرگترین فیلمهای جهان را برای دوبله و اكران خریداری كرد كه اكثر آنها در ایران به نمایش درآمده و جاودانه شدند. روبیك زاویانس مالك این استودیو بعدها به خاطر برنامه سفر و مهاجرت به آمریكا این استودیو را به فریدون ژورك واگذار كرد تا او با نام ژورك فیلم چند فیلم را برای خود كارگردانی و تهیه كنندگی كند. تكیه بر باد با كارگردانی خود فریدون ژورك یكی از این فیلمها بود. او هیچ وقت به سراغ فیلمهای خارجی نرفت.
تولّد اسفند 1309 در ساری. لیسانش دانش سرای کشاورزی. از اوان نوجوانی نی های خود رو را سوارخ می کرد و در آنها می دمید. در سال 1317 در دبستان با ساختمان فلوت پیشاهنگان آشنا شد. عماد نزد خود و بی استاد نواهای محلّی را در فلوت می دمید و بعدها که به رادیو آمد، آهنگ هایی را که با ویلن در رادیو اجرا می کردند، با فلوت تقلید می کرد. در شهریور 1322 به تئاتر روی آورد و علاوه بر نقش کمدین ها، پیش پرده می خواند و فلوت می زد. در تهران مجید محسنی، حمید قنبری و جمشید شیبانی از سال های 1320 پیش پرده خوانی را شروع کرده بودند و پرویز خطیبی و ابوالقاسم حالت، اشعار فکاهی آن را می سرودند.
درباره هنرپیشه فقید و گرانقدر رضا بیک ایمانوردی لازم دیدم مطالبی را در این مورد خدمت شما ارائه بدهم. زندگی هنرمندی چون رضا بیک ایمانوردی را می توان به این گونه شرح داد: قسمت اول زندگی رضا بیک ایمانوردی به مسائل کشتی کج در باشگاه شاهین تهران مربوط می شود. او از دبیرستان پا به تشک کشتی کج گذاشت و در این رشته قهرمان هم بود. وی همراه دوستانی چون حسن شاهین، فیروز، حسین گیل، عزیز اصلی (که دروازبان تیم ملی بود) و ... با کشتی کج به سینما کشیده شد. بیک ایمانوردی با ظهور کمرنگ اما قوی خود در فیلم فریاد نیمه شب به کارگردانی آقای ساموئل خاچکیان ثابت کرد که هنرپیشه ای قوی و با مهارتی فوق تصور وارد سینما شده است.
در سال های پس از انقلاب، ميان 1360 و 1368 و شايد به سبب ترانه های غميادانه وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بيرون از ايران افزوده می شد، هر چند که در خود ايران نامش حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود. از همين روی برای يافتن زندگينامه دقيق او سر در هر منبع موسيقائی فرو برديم که در اين سال های اخير تعدادشان نيز زياد شده است. چيز دندان گيری نصيب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پيش از خوانندگی اش را در اين منابع نيافتيم، ولی در همه آن ها به تحقير و تکرار آمده که نام اصلی اش سکينه دده بالا بوده است.

فرامرز قريبيان پس از ۱۲ سال، مجدداً در فيلمی از مسعود کيميايی بازی می کند. او که از تجارت به بعد با کيميايی همکاری نداشته قرار است در رئيس فيلم تازه اين فيلمساز، يکی از نقش های محوری را ايفا کند. قريبيان نقش کاراکتر رئيس را بازی خواهد کرد، يک خلافکار قديمی که پيش از اين گفته می شد سعيد راد کانديدای بازی در اين نقش است. با منتفی شدن حضور سعيد راد، کيميايی ترجيح داد به سراغ فرامرز قريبيان برود، دوست و بچه محل قديمی اش که نزديک به چهل سال پيش با هم فعاليت هنری را آغاز کردند.
بی بی سی: نگاه بامدادیم به تلویزیون های فارسی زبانی که از جنوب کالیفرنیا روی ماهواره به سمت ایران پخش می شوند، با خبری ناگوار مواجهم کردند: جلال همتی بر اثر بیماری مزمن آلزایمر در گذشت. پخش ترانه ی کوچه بازاری مهوش پریوش چه بد کرد غلط کرد شوهر کرد با صدای جلال همتی، اینبار نه پیام آور شادی که مارش عزا بود. جلال همتی از میان ما رفت. همتی که بود؟ به قول مادر بزرگ لاله زار ناطق، چه می خواند؟ هر آنچه که وقتی لاله زار و فرهنگش از میان رفتند، مرد. یاد مهوش، پریوش، صدای آفت، باباکرم جاودانه حسین همدانیان، نیلوفر مردن پوران نواهای فولکلوری که برای همسن و سالان من بیگانه بودند و صدای جلال همتی، مجرای شناسش شد!
حتما تا کنون بارها ترانه یار دبستانی من را شنیده اید. این ترانه طی سال های گذشته همواره زمزمه دانشجویان و همه کسانی بوده است که دغدغه ایران عزیز را داشته اند. بر خلاف آنچه خیلی ها فکر می کنند خواننده اصلی این ترانه جمشید جم نیست. جمشید جم مدتی قبل، از آنچه سوء استفاده دانشجویان از ترانه اش عنوان می کرد انتقاد کرد. منصور تهرانی سراینده و آهنگساز این ترانه سال گذشته در این خصوص گفت: شعر و ترانه یار دبستانی در سال 1358 برای فیلم فریاد تا ترور که نام اولیه آن یار دبستانی بود، از ساخته های خود بنده و با صدای زنده یاد فریدون فروغی خوانده شد.
گفته هایی از منوچهر نوذری قبل از درگذشتش: منوچهر نوذري متولد 10 ارديبهشت 1315، بيش از 51 سال است كه در راديو، تلويزيون، دوبله، سينما و تئاتر ايران فعال بود. منوچهر نوذري بيش از نيم قرن فعاليت خود در رشتههاي مختلف هنري سخن گفت. 17 سالم بود كه كار دوبله را شروع كردم، استادم آقاي لطيف پور دوست برادرم مرحوم محمود نوذري بود و به خانه ما رفت و آمد داشت. يك روز من را ديد و گفت كه تو در دوبله استعداد داري و من را براي كار به پيش خودش برد. نشستم و نگاه كردم، ديدم ميتوانم.
مسلما مقایسه دو هنرمند در دو رشته مختلف کاری دشوار است ولی می توان بصورت کلی از زاویه های مختلف، مقایسه ای به عمل آورد همانطور که امروز بزرگانی مثل ابن سینا و داوینچی را از نظر خلاقیت و نوآوری با هم مقایسه میکنند و در آخر معدلی از فعالیت های موسیقی او به دست آورد. فرامرز پايور شاگرد و ادامه دهنده روش استادش ابوالحسن صبا، همچنين علي نقي وزيری است. او از معدود موسيقي داناني است که طرح های وزيری در موسيقي را به بهترين شکل به اجرا در آورد، نيز جزو چند چهره موسيقي ايران است.
از جنبه ی تماشا، هم فردين و هم فروزان و هم ظهوری در گنج قارون در نقطه ی اوج کار خود هستند و البته سيامک ياسمی هم ديگر هرگز نتوانست فيلمی بسازد که به اندازه ی گنج قارون موفق باشد. ديگران هم نتوانستند. هر چند که دها نمونه ی تقليدی از آن در نزديک به ده سل پس از نمايش گنج قارون ساخته شد و هوز هم گهگاه ساخته می شود. فيلمنامه ی اوليه ی فيلم کار احمد شاملو بود اما به گفته ی خود او سازندگان فيلم در آن تغييراتی دادند. با اين حال خود آقای شاملو هم در گفتگو های چاپ نشده و مصاحبه های چاپ شده هرگز نگفته است که اگر نوشته ی او مو به مو کار می شد، تغيير موثری در فيلم ايجاد می شد يا نه.
سال 1319 در خانواده ای ارمنی پسری متولد می شود. پسری که پس از 2 سال، ديگر مادر را نمی بيند. مادر، مرده است. پس در کنار پدربزرگ و مادربزرگ قد می کشد؛ اما مادر بزرگ هم می ميرد. در 7 سالگی به مدرسه _ پانسيون ايتاليايی ها_ می رود. هنرستان عالی موسيقی تهران را تمام می کند (سازش پيانو بود) و زير نظر آموزگارانی چون روبن، گريگوريان و لودويک وازيل تعليم می بيند. پس از آن به آمريکا می رود و 4 سال بعد به ايران باز می گردد، حالا موسيقی همه زندگی اوست. پرویز اتابکی مالک استودیو طنین او را به عنوان تنظیم کننده ثابت استودیو، دعوت به کار می کند.
سینمای ایران از ابتدا تا کنون در انحصار مرد ها بوده است مخصوصا تا قبل از انقلاب زن از نظر کاراکتر اول و کارگردان و تهیه کننده نبوده و اگر مواردی بوده شاخص بودند و این انتقاد بر سینمای قبل از انقلاب وارد است که همه چیز را درباره زن نا به جا به کار برده است. طبعا وقتی ما به سینمای حرفه ای آمریکا (هالیوود) نگاه کنیم می بینیم در فرهنگ آنها زن در هر مقطعی از فیلم به موقع استفاده شده است. ولی در سینمای قبل از انقلاب زن به عنوان یک کالا مخصوصا برهنگی آن نمایان بود و از شخصیت زن ایرانی به عنوان فروش در معرض دید تماشاگران سینما قرار می گرفت.
حسین قوامی در سال 1288 خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پدرش رضا قلی خان قوامی از خاندان های اصیل تهران بود او به موسیقی ایرانی عشق می ورزید، خانه اش پایگاه هنرمندان زمان بود و اکثر آثار موجود موسیقی آن دوره را به صورت صفحات گرامافون در دسترس داشت حسین که در پنین خاندانی پا به عرصه ی وجود گذاشته بود از سنین کودکی گوشش با موسیقی آشنا و طنین دلپذیر ساز و آواز با خونش عجین شده بود. صدایش خوب بود پدر آن را می پسندید و گهگاه در مهمانی های خصوصی، تنها و گاه به همراه ساز و آواز می خواند و مورد تشویق اهل هنر قرار می گرفت.
عبداله بوتيمار نامي آشنا براي علاقمندان به دوبله، سينما و فيلم هاي فارسي دهه ٤٠ و ٥٠ كشورمان است. مردي با موهاي بلوند و چشم هاي رنگي كه بيش از يك مرد شرقي به يك مرد غربي و يا اروپايي شباهت دارد بوتيمار كه سالها پيش كشورمان را ترك كرده بود به تازگي به كشورمان بازگشته و در حال حاضر در خاك وطن خود زندگي مي كند. بوتيمار تصميم گرفته تا در ايران بار ديگر شروع به فعاليت هنري كرده و باز هم در خدمت مردم كشورش باشد. بلافاصله پس از ورود به كشورمان ترتيب گفت و گويي با او داديم.