
مرتضي حنانه در يازدهم اسفند 1301 شمسي در تهران چشم به جهان گشود. او که در خانواده اي اهل دانش و فرهنگ پروش يافت، از دوران کودکي علاقه شديدي به موسيقي داشت. در سال 1313 به درخواست پدرش وارد هنرستان عالي موسيقي مي شود و زير نظر سرگرد غلام حسين مين باشيان به فراگيري اصول تئوري و عملي موسيقي مي پردازد. در سال 1317 با استخدام استادان خارجي، فراگيري ساز هورن را نزد رودلف اوربانتس آغاز مي کند. در همين سال ها به تحصيل کمپزسيون و تکميل نوازندگي هورن - پيانو مي پردازد و قطعات کوچکي را براي دو و چار هورن مي نويسد. در سال 1321 با گرفتن ديپلم هنرستان عالي، آمادگي آن را مي يابد تا با راهنمايي پرويز محمود رهبري ارکستر را به طور تجربي بياموزد.
عبدالعلي همايون در سال 1299 در تهران به دنيا آمد و روز شنبه گذشته بر اثر عارضه قلبي در سن 86 سالگي درگذشت. فعاليت فرهنگي خود را از مطبوعات در سال 1318 به عنوان نويسنده آغاز كرد، در سال 1325 فعاليت خود را در تئاتر آغاز كرد و همچنین در راديو به عنوان خواننده ترانه هاي طنز آميز و پيش پرده خوان فعاليت خود را ادامه داد و طي سال هاي 1328 تا 1356 در 21 فيلم ايفاي نقش نمود. مرحوم همايون فعاليت خود را در سينما از سال 1328 به عنوان خواننده در فيلم واريته بهاري به كارگرداني پرويز خطيبي آغاز كرد و از اين پس بود كه با هنرمايي خود فعاليت مستمر خود را در سينما ادامه داد.

دومين كتاب رضا كيانيان به زودي منتشر مي شود، ناصر و فردين نام دارد. وي در اين كتاب به بازيگري محمدعلي فردين و ناصر ملك مطيعي پرداخته است. او در اين مورد مي گويد: در اين كتاب به وجوهي از شخصيت اين 2 بازيگر پرداخته ام كه پيش از اين شناخته شده نبود. كيانيان به سابقه بازيگري تئاتر و كلاس هاي بازيگري اشاره مي كند كه اين دو چهره نام آشناي سينماي ايران طي كرده اند و در مورد چگونگي انتخاب اين 2 بازيگر مي گويد: هميشه با خودم فكر مي كردم كه چرا بعضي از شخصيت ها در يادها و خاطره ها مي مانند و برخي ديگر اين فرصت را پيدا نمي كنند.
فریاد زیر آب، سایه، هیچکی مثل تو نبود، رازقی پر پر شد...، اینها نام چند ترانه فراموش نشدنی با صدای داریوش، ابی و گوگوش است، ولی آیا آنچه به سر آهنگساز این آثار آمده، به اندازه کارهای روزمره این خوانندگان برای ما اهمیت دارد؟ بابک بیات، آهنگساز مطرح موسیقی فیلم و موسیقی پاپ ایران، هفتههاست که به علت نارسایی شدید کبد در بیمارستان ایرانمهر در تهران بستری است. گرچه چند روزی است که مراحل بحرانی بیماری را پشت سر گذاشته و از آی.سی.یو به بخش عمومی بیمارستان منتقل شده ولی همچنان در وضعیت نگران کنندهای بهسر میبرد.
تماشاگران ساليان دور سينما جوان بالابلند و خوش اندام بزن بهادر مشتي مآب و شيك پوش فيلم هاي سياه و سفيد دهه چهل را خوب به خاطر دارند، جواني كه تا ميانسالي يكي از مهمترين ستاره هاي تاثيرگذار سينماي ماضي ايران بود و كيفيت حضور او را مي شود در سر فصل هاي تاريخ سينما با ويژگي هاي خاصه سينماي زمان خودش جستجو كرد. نام ايرج قادري را در بيش از 70 فيلم سينمايي به عنوان تهيه كننده، كارگردان يا بازيگر خوانده ايم و ديده ايم. اگرچه هيچگاه سينماي مورد علاقه او داعيه ي روشنفكري نداشته است و همواره سعي نموده سينماي داستاني و قصه پرداز را با گرايش به سينماي اكشن دنبال كند.

اسفنديار منفرد زاده يکی ديگر از آهنگسازان خوب کشورمان است. اسفنديار منفرد زاده پس از اينکه هشت سال در راديو کار کرد برای تحصيل عملی موسيقی به دانشکده هنرهای زيبای تهران رفت. اما پس از دو سال و نيم آنجا را رها کرد و مدتی برای تحصيل موسيقی به برلين و وين سفر کرد. او برای خوانندگان بزرگی چون ابی و داريوش و فرهاد و فريدون فروغی آهنگسازی کرده است. آثاری که برای ابی خلق کرده اند شامل طلوع کن، هلا و بشکن می باشد.
شمسی فضل اللهی، در سال 1320 در تهران دیده به جهان گشود. از دوران تحصیل در دبیرستان، علاقه به هنرهای نمایشی خاصه تئاتر او را به روی صحنه و شرکت در نمایش های گوناگون کشانید. ابتدا در سال 1336 با نام مستعار شهرزاد در نمایشات شرکت کرد و اولین نمایشی که در آن ایفای نقشی کرد، دختر ایرانی نام داشت که در تئاتر تفکری روی سن رفت و پس از آن در پیس های متعددی نظیر: تفریحات نیمه شب، آرشین مالالان، بازی بی حرف، گلدسته، در قوزآباد، دزد طبقه اول، تشنگی و گرسنگی، ویس و رامین، طبقه ششم، بکت 5، صندلی را کنار پنجره بگذاریم و تعدادی دیگر بازی کرد.
با اینکه خیلی از خوانندگان پاپ داخل کشور، آرزوی رسیدن به شهرت و کوچ به لس آنجلس یا جایی مشابه را در سر می پرورانند مثل آنچه برای شادمهر عقیلی اتفاق افتاد. اما از آن طرف هم چه بسیار خواننده هایی که دل شان می خواهد به ایران بیایند و با گرفتن مجوز فعالیت، آلبوم هایشان را در تهران منتشر کنند. طی سال های اخیر ماجراهای زیادی در مرکز موسیقی ارشاد و البته در فضای موسیقی مملکت رخ داده و با تغییر سیاست ها، عرصه برای بازگشت هنرمندان قدیمی یا فعالیت خوانندگان جوان خارج از کشور، باز شده است.
سید حسن رضياني در سال 1310 در مشهد متولد شد. او بيش از 50 فيلم سينمايي در كارنامه خود دارد كه در آنها ايفاي نقش نموده است. از سال 1331 تا سال 1334 در راديو در برنامه شما و راديو همكاري كرده است. او با مرحوم پرويز فني زاده و هنرمنداني ديگر نظير محمدعلي كشاورز، اسماعيل شنگله، جمشيد لايق، رضا كرم رضايي هم دوره بوده و اكنون همچنان در بعضي از فيلم هاي ايراني به بازي دعوت مي شود. از جمله كارهاي او بعد از انقلاب فيلم هاي: خارج از محدوده، مدرك جرم، زائر غريب، سرحد، سفرخوش، عشق سيزدهم، وصلتي دوباره مي باشد كه به عنوان بازيگر ايفاي نقش نموده است.
در سال هایی که شکوفایی خواننده های حرفه ای بود و خوانندگان می بایستی از چندین فیلتر می گذشتند، با یک جرقه ناگهان خانمی در برنامه گلها شکوفه زد که بوی عطر این شکوفایی در صدایش بود و تا قرن ها صدایش در آسمان عاشقان ایران زمین خواهد پیچید و این خانم کسی به جز مهستی نیست. برنامه گلها با همکاری استادانی بزرگ، در همه قسمت ها سال ها هدیه هایی به وجود آوردند که متاسفانه تعداد کمی در دسترس مردم از این برنامه ها وجود دارد به غیر از آن برنامه هایی که در خارج از کشور قبل از انقلاب بودند یا با کسانی که در حین انقلاب به خارج برده شدند، موجود هستند.
تقی ظهوری در سال ۱۲۹۱ در تهران بدنيا آمد و بعد از به پايان رساندن تحصيلات متوسطه همزمان با ديگر پيش کسوتان تئاتر و سينمای ايران به تحصيل در هنرستان هنرپيشگی تهران پرداخت و جزو اولين گروه از فارغ التحصيلان اين هنرستان گرديد. وی که بازی در تئاتر را از سال ۱۳۱۵ آغاز کرده بود با بازی در فيلم سينمايی واريته بهاری در سال ۱۳۲۸ شمسی به عرصه بازيگری سينما راه يافت. تقی ظهوری با نزديک به ربع قرن فعاليت در سينما در ده ها فيلم سينمايی وارد شد و خود را بعنوان يکی از کمدين های سينما تثبيت کرد. او در اوائل دهه پنجاه بناگاه با نوشتن استعفا از فعاليت در سينما کناره گرفت.
درست یادم نیست که اواخر پاییز یا اوایل زمستان 1337 بود. دختر 15 ساله ای با موهای بلند بافته شده با روبان و کفش کتانی سفید هیجان زده اما با ظاهری آرام همراه برادرش شد تا در خیابان هدایت به استودیو شهاب بروند. این استودیو در آن زمان بسیار فعال و پرکار بود و فیلم های همه کشورها را به فارسی بر می گرداند. این دختر کلاس نهمش را تمام کرده بود و تازه در مدرسه شبانه کلاس دهم را شروع کرده بود. چون مجبور بود حتما در آمدی داشته باشد باید کار می کرد. او از خانواده مرفهی نبود پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و زندگی اش باید به نحوی اداره می شد. هوشنگ کاظمی برادر این دختر در کار دوبلاژ بود.
استاد ایرج استاد آواز سرگذشت هفتاد و پنج ساله ای دارد که از فراز این زندگی و سرگذشت پربار، ده ها میلیون قلب ایرانی سالیان دراز به شعف و سرور پرداخته اند. من در این مطلب بر آن هستم رخنه ای به رازهای محبوبیت و مردمی بودن استاد ایرج، یکی از خوش صداترین خواننده ی موسیقی ایرانی تاریخ بزنم. هنوز اندک نیستند آنهایی که ایرج را به دلیل آوازخوانی به جای فردین در فیلم ها ملامت می کنند. هنوز بسیاری از موسیقی دانان کشور بر اهمیت جایگاه ایرج در موسیقی آوازی و موسیقی مردمی پی نبرده اند. شاید مشکل اصلی این باشد که اینان توانایی تمییز و تفکیک موسیقی مردمی را از اصیل ندارند و هیچگاه بر این مهم همتی نگمارده اند.
عزیزالله داودی یکی از بازیگران خوب و قدیمی سینمای و تلویزیون ایران هست. 85 سال سن دارد، اهالی سینمای ایران او را به اسم خوشرو می شناسند. دوران کودکی را در آباده سپری کرده و از 47 سال پیش وارد هنر شد. معرفش ایرج قادری بود، 68 سال سابقه کفاشی دارد. به گفته خودش در سن 12 سالگی در حسن آباد تهران در حجره حاج نظام کار می کرد و اولین کفشی که دوخته در سن 12 سالگی در تهران برای یک زن بوده است. خودش می گوید بازیگری اسمش بازیگری هست ولی کار بسیار مشکلیست. نرگس جان یکی از دوستان خوبم با استاد داودی گفتگویی کوتاه داشته که از نظر شما می گذرد. از او پرسیدم بازیگری را دوست داری یا کفاشی او جواب داد که به عشق این دوتا زنده ام.
سلام دوستانم. امیدوارم حالتون خوب باشد. من قول داده بودم که تا 2 یا 3 روز آینده مطالب رو در سایت www.ghadimiha.com بخوانید ولی با مشکلاتی که بوجود آمد، نشد. ایشالا تا یک هفته دیگه طبق معمول همین وبلاگ رو ادامه می دهیم از تمام دوستانم و بازدید کنندگان معذرت خواهی می کنم.
با سلام به همه دوستان عزیزم و سلامی به گرمی خورشید همیشه سوزان جنوب. تشکر می کنم از دوستانی که تا به امروز مرا در وبلاگ نویسی تنها نگذاشتند و با نظرات سازنده خود مرا یاری نمودند. وبلاگ من سایت شد. از این به بعد سایت www.ghadimiha.com را ببینید. تا 2 یا 3 روز دیگر مطالب را در این سایت بخوانید. البته هم وبلاگ و هم سایت.
فرح دخت عباس طالقانی (پوران) خواهرزاده روح بخش خواننده سر شناس اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوايل ۱۳۳۰ است و به واسطه او جذب خوانندگی شد. او ابتدا با نام بانوی ناشناس و سپس با شهرت همسر اولش (عباس شاپوری) با نام بانو شاپوری و سرانجام با عنوان پوران به کارش ادامه داد. او موسیقی را از شاگردی استاد شاپوری شروع کرد. پوران فعاليت در سينما از ۱۳۳۹ آغاز کرد، برخی از فيلم هایی که او در آن ها نقش آفرینی کرده عبارتند از: ستارگان می درخشند، عمو نوروز، طلای سفيد، گرگهای گرسنه، لاله آتشين، آقای قرن بيستم، اشکها ولبخندها، دنيای پول، حاتم طائی، گدايان تهران و توفان بر فراز پاترا.
زندگی مجید محسنی را خلاصه می توان به یک ساختمان تشبیه کرد، ستون این ساختمان تئاتر بود دیوار های این ساختمان هنرپیشگی در سینما بود در و پنجره این ساختمان رادیو و تلویزیون بود و سقف این ساختمان سیاست. مجید محسنی از اولین کسانی بود که تئاتر را در شهرداری تهران که مرکز نشر تئاتر در ایران بود، تاسیس کرد. طبعا کسی بود که در تئاتر سمت استادی پیدا کرد و تئاتر را عین یک بچه شیرخوار تر و خشک می کرد، با آمدن سینما در ایران به عنوان یک حرفه معلوم است که آقای محسنی برگزیده تهیه کنندکان می شود از طرفی دیگر چون آقای محسنی هنرمند روشنفکری بود و همیشه سیاست های کلی جامعه را زیر نظر داشت پایش هم به سیاست کشیده شد.
استاد سعيد هرمزي در سال هزار و دويست و هفتاد و شش خورشيدي در تهران، محله سنگلج (پارک شهر فعلي) ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم ميرزاحسين خان ثقه السلطنه از مديران و صاحب منصبان دوران قاجار و مادرش شاهزاده ملوک خانم بود که از معلمين خصوصي پيانو، زبان فرانسه و انگليسي را آموزش ديده بود و با اين هنرها آشنا بود. فرزندان هم کم و بيش در کنار مادر هنرمند و هنردوست علاقه اي به اين هنرها پيدا کرده بودند. يکي از فرزندان اين خانواده به نام ابوالفتح نيز آموختن تار را پيش خود و سپس در محضر ميرزا حسينقلي، استاد و نوازنده چيره دست تار و يکي از پيشگامان موسيقي ايراني فرا گرفت و به گفته برادرش تار را به زيبايي مي نواخت.
ژانر جنایی، پلیسی در اوایل دهه چهل، گونه محبوب و موفقی در سینمای ایران بود. ساموئل خاچیكیان بهترین كارگردان سینمای ایران در دهه سی و اوایل دهه چهل با ساخت فیلم هایی چون توفان در شهر ما، چهارراه حوادث در دهه سی ضربت و یك قدم تا مرگ تبدیل به فیلمساز محبوب سینمارها شد. اولین كارگردانی كه تماشاگران به نام او را می شناختند، كارگردانی كه هیچكاك ایران نامیده می شد. موفقیت تجاری فیلم های خاچیكیان باعث شد تا سینمای ایران به سمت فیلم های جنایی پلیسی تمایل نشان دهد. در اوایل دهه چهل بیشتر فیلم ها با چنین مضامینی مقابل دوربین می رفتند.
بی بی سی: بعد از چهار سال قايم موشک و ديدارهای کوتاه پشت صحنه با اميد بالاخره يه فرصت يک ساعته پيدا کردم. حيف که پای تلفن حرف زديم، دوست داشتم باهاش تو استوديو بودم و وقتی آهنگ ها داشت تموم می شد از آلبوم می گفتيم. تازه آلبومش با تمام کارهای قبليش فرق داره، البته فقط از بابت انتخاب سازها و ريتم. ما معمولا به اميدی عادت داريم که با يک ارکستر بزرگ زنده بزنه و بخونه. اين آلبوم بيشتر حالت الکترونيکی داره و حتی آوازهای عاشقانه اش يه حالت ديگه است. خوبه يا بد ... قضاوتش با ما نيست چون فقط سليقه است. با اين آلبوم اميد شنونده های جديد پيدا کرده و بعضی شنونده های قديمو شايد دلخور کرده. حالا بخونين و بشنوين که انگيره اين انتظار چی بوده.
این لقمهایه كه تو تو سفره ما گذاشتی. و گرنه من كجا و شیراز كجا؟ سرتو درد نیارم دایی. این دل لاتوری خودشو باخته. دایی؟ با توام. پاك آق مرتضی افتاده تو هچل. نه راه پس داره نه راه پیش! دایی مصطفی! هر چی خودمو زدم به اون راه، دله دستبردار نشد. صد رحمت به صد تا نیش چاقو. همچی زُقزُق میكنه... همچی زُقزُق میكنه كه چار ستون بدنم میلرزه. تو مایههای نامردیه. نا لوطی هیچی سرش نمیشه. یك بیآبروییه كه دویمیش خودشه. بدجوری خودشو باخته. رسوای علاف. فهمیدی؟ راحتت كنم، كار آقا مرتضی افتاده دست یه الف دل. چی بگم پاك... پاك نالونه. اینارو نخونده بودم.
بندرت اتفاق افتاده است كه زندگي نامه ي كاملي از اشخاص بزرگ به مانند آنچه در ديگر كشورها معمول است داشته باشيم چون بيشتر ما ايراني ها متأسفانه كمتر به خاطره نويسي عادت داريم. در نتيجه مجبور به رجوع به گفتار اشخاصي كه به نوعي با آن شخص در ارتباط بودهاند، هستيم و بر اساس گفتههاي آنها و از لابلاي خاطراتي كه پس از مرگ فرد دهان به دهان گفته ميشود ميبايستي به يك فضاوت درستي دست يابيم و واقعيت زندگي فرد را بتوانيم درك كنيم كه چگونه انساني بوده است. چون خاطراتي كه هست، ميتواند برضد شخص و يا حتي سالوسانه باشد.
اين بازيگر شنبه هفته گذشته در سن 68 سالگي بر اثر عارضه قلبي به ديار باقي شتافت و پيكرش از مقابل خانه سينما تشييع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شد. اين بازيگر فقيد در سال 1341 و بازي در فيلم زمين تلخ وارد سينما شد و با حضور در فيلمهايي همچون ببركوهستان، عشق هرگز، الماس 33، كشتي نوح و شب فرشتگان از بازيگران پر كار سينما در قبل انقلاب محسوب ميشود. وي در بعد از انقلاب با فيلم تيغ و ابريشم فعاليت خود را مجددا آغاز و تا فيلم آخيرش آتش بس به طور مستمر در سينما حضور داشت. آخرين حضور زندهياد گرگيا بازي در سريال اگر عشق نبوده است كه تصوير برداريش چندي قبل به پايان رسيد.
در عالم موسيقي و در کنار تصنيف و آواز و ترانه، خواندن سرود نيز نوعي از اجرا و هنري است که شکل و تعريف خاص خود را دارد. جايگاه مشخص سرود در مقولۀ موسيقي، و کاربردهايي که دارد، بر همگان روشن و شناخته شده است. معروفترين سرودهاي هر کشور، طبعا سرود ملي همان کشور است. و بعد شايد آنچه که در محيط و فضاي نظامي و پادگانها اجرا ميشوند، و بالاخره سرودهاي گروه و دسته و احزاب، و سازمانهاي مختلف صنفي و سياسي که بيشتر براي تهييج اعضاء و هوا داران، و تاکيد بر اهداف و آرمانهاي آن حزب، و يا سازمان، خوانده و اجرا ميشوند.
امين امينى يكى از نخستين كارگردان هاى سينماى فارسى بود كه فعاليت سينمائى اش را در دهه سى با فيلم ميليونر در سال ۱۳۳۳ آغاز كرد. وى به همراه سيامك ياسمى، اسماعيل كوشان، مجيد محسنى، عباس شباويز، احمد شيرازى، ساموئل خاچيكيان و فريدون ژورك، نقش مهمى در بنيانگذارى و توسعه صنعت فيلم و رشد بدنه سينماى ايران در نخستين سال هاى راه اندازى آن ايفا كرد. بسيارى از بازيگران معروف و مطرح سينماى فارسى از جمله ناصر ملك مطيعى، فردين و بهروز وثوقى با فيلم هاى او به شهرت رسيدند. امينى با فيلمبردارهاى مختلفى از جمله مهدى اميرقاسم خانى، محمود نوذرى و فريدون رى پور كار كرده است.
شهیار قنبری ترانه سرایی را از پانزده سالگی آغاز کرده است. وی در دهه 60 به انگلیس سفر کرده و در سال 1968 در گروهای موسیقی پاپ شرکت می کند. در تظاهرات اعتراض به جنگ ویتنام ، سال 1968 در لندن شرکت کرده و از آن پس بی تردید ترانه سرایی را بر می گزیند. پس از بازگشت به ایران کارش را با نوشتن برای هفته نامه های مختلف و خبرنگاری آغاز کرد و برای رادیو تهران برنامه ی آوای موسیقی تهیه کرد. فعالیت وی در تلویزیون با گویندگی و ترانه نویسی برای برنامه ی تلویزیونی زنگوله ها در کنار شادروان واروژان، پرویز اتابکی، بابک افشار، اسفندیار منفردزاده، ایرج جنتی عطایی، تورج نگهبان و منوچهرسخایی تهیه کننده ی آن برنامه آغاز شد.
به ياد مى آورم سال هاى دور در خيابان لاله زار كه پر از سينما بود و نئون هاى تازه آمده و صداى موسيقى كه پخش خيابان بود، به باران هاى ريز كه كف خيابان را براق مى كرد و چراغ هاى سبز و سرخ نئون را پس مى داد، مى آمد. دو سينما رو به روى هم بود. سينما ايران كه سال ها فيلم هاى موزيكال كمپانى مترو را نمايش مى داد و سينما ركس كه فيلم هاى وسترن، وحشت آور و گانگسترى نمايش مى داد. فيلم هاى بريگادون و اكلاهاما و ماريو مونتز و استر ويليامز اين سوى خيابان بود و آن سو ماجراى نيم روز و گرى كوپر، حمله به رودخانه، گاى مديسون و خانه وحشت و سلطان اوكيف، برت لنكستر، دزد سرخ پوش با نيك كراوات كه لال بود و با مشعل كه برت لنكستر بود، بندباز هم بودند.
بنان در خانواده هنردوست و اعیان خود که نسبت نزدیکی با ناصرالدین شاه داشتند - مادرش برادر زاده ناصرالدین شاه بود - با آوازهای پدر اولین درس های موسیقی را آغاز کرد و پس از مدتی همراه با خواهرانش به مکتب مرتضی نی داوود نوازنده و آهنگساز نامدار ایران راه یافت که اولین معلم رسمی او در واقع نی داوود بود. او آواز را بعدها نزد ضیاء الذاکرین و ناصر صیف به روش سینه به سینه ادامه داد، او آنزمان شناختی از تئوری موسیقی و نت نداشت و آواز را به شیوه قدما و بدون توجه به جایگاه صدایش می خواند. سال ها بعد به دعوت روح ا... خالقی نزد صبا رفت تا به جمع خوانندگان مکتب وزیری بپیوندد.
هنوز روزهاي هرج و مرج بود و فعلآ مي شد بعضي کارها را انجام داد! سينما مهتاب (خيابان پهلوي پايين تر از سه راه شاه) فيلم فرياد زير آب را دوباره اکران کرد و من و بهروز را براي شب گشايش دعوت کردند. رفتيم و ازدحام عجيبي بود. هنرمنداني چون داريوش، شهره و.... بسياري ديگر همان اوايل از ايران رفته بودند. حالا مردم دلشان ميخواست هنرمندان مورد علاقه ي خود را که روي پرده ي سينما و صفحه ي کوچک تلويزيون مي ديدند، روي صحنه و از نزديک و به صورت زنده تماشا کنند. من و بهروز براي اين منظور ايده آل بوديم. زوج هنري موفقي که هم محبوب بودند و هم سابقه ي پاکي داشتند.