
جالب است نظر گوگوش، بانوی ترانه های پاپ پارسي زبانان جهان را نیز در باره ی هنر و قابلیت های مهرداد آسمانی بدانيم. در تشریح توانائی ها و خصوصیات مهرداد آسمانی، گوگوش آشکارا از فرق بزرگ موجود بین مهرداد آسمانی با سایر بزرگانی که گوگوش به آثار گذشته شان افتخار می کند سخن می گوید. در زیر بخشی از مصاحبه ی زیبا و تاریخی هما احسان با گوگوش را که در نوروز 1384 بعمل آمده است و نظر گوگوش درباره ی توانائی های مهرداد را در بر می گیرد درج می نمائیم: خلاصه ی پاسخ گوگوش به هما احسان که می پرسد: چرا مهر داد آسمانی رو انتخاب کردی برای همکاری؟

اسفنديار منفرد زاده يکی ديگر از آهنگسازان خوب کشورمان است. اسفنديار منفرد زاده پس از اينکه هشت سال در راديو کار کرد برای تحصيل عملی موسيقی به دانشکده هنرهای زيبای تهران رفت. اما پس از دو سال و نيم آنجا را رها کرد و مدتی برای تحصيل موسيقی به برلين و وين سفر کرد. او برای خوانندگان بزرگی چون ابی و داريوش و فرهاد و فريدون فروغی آهنگسازی کرده است. آثاری که برای ابی خلق کرده اند شامل طلوع کن، هلا و بشکن می باشد.
با اینکه خیلی از خوانندگان پاپ داخل کشور، آرزوی رسیدن به شهرت و کوچ به لس آنجلس یا جایی مشابه را در سر می پرورانند مثل آنچه برای شادمهر عقیلی اتفاق افتاد. اما از آن طرف هم چه بسیار خواننده هایی که دل شان می خواهد به ایران بیایند و با گرفتن مجوز فعالیت، آلبوم هایشان را در تهران منتشر کنند. طی سال های اخیر ماجراهای زیادی در مرکز موسیقی ارشاد و البته در فضای موسیقی مملکت رخ داده و با تغییر سیاست ها، عرصه برای بازگشت هنرمندان قدیمی یا فعالیت خوانندگان جوان خارج از کشور، باز شده است.
در سال هایی که شکوفایی خواننده های حرفه ای بود و خوانندگان می بایستی از چندین فیلتر می گذشتند، با یک جرقه ناگهان خانمی در برنامه گلها شکوفه زد که بوی عطر این شکوفایی در صدایش بود و تا قرن ها صدایش در آسمان عاشقان ایران زمین خواهد پیچید و این خانم کسی به جز مهستی نیست. برنامه گلها با همکاری استادانی بزرگ، در همه قسمت ها سال ها هدیه هایی به وجود آوردند که متاسفانه تعداد کمی در دسترس مردم از این برنامه ها وجود دارد به غیر از آن برنامه هایی که در خارج از کشور قبل از انقلاب بودند یا با کسانی که در حین انقلاب به خارج برده شدند، موجود هستند.
استاد ایرج استاد آواز سرگذشت هفتاد و پنج ساله ای دارد که از فراز این زندگی و سرگذشت پربار، ده ها میلیون قلب ایرانی سالیان دراز به شعف و سرور پرداخته اند. من در این مطلب بر آن هستم رخنه ای به رازهای محبوبیت و مردمی بودن استاد ایرج، یکی از خوش صداترین خواننده ی موسیقی ایرانی تاریخ بزنم. هنوز اندک نیستند آنهایی که ایرج را به دلیل آوازخوانی به جای فردین در فیلم ها ملامت می کنند. هنوز بسیاری از موسیقی دانان کشور بر اهمیت جایگاه ایرج در موسیقی آوازی و موسیقی مردمی پی نبرده اند. شاید مشکل اصلی این باشد که اینان توانایی تمییز و تفکیک موسیقی مردمی را از اصیل ندارند و هیچگاه بر این مهم همتی نگمارده اند.
فرح دخت عباس طالقانی (پوران) خواهرزاده روح بخش خواننده سر شناس اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوايل ۱۳۳۰ است و به واسطه او جذب خوانندگی شد. او ابتدا با نام بانوی ناشناس و سپس با شهرت همسر اولش (عباس شاپوری) با نام بانو شاپوری و سرانجام با عنوان پوران به کارش ادامه داد. او موسیقی را از شاگردی استاد شاپوری شروع کرد. پوران فعاليت در سينما از ۱۳۳۹ آغاز کرد، برخی از فيلم هایی که او در آن ها نقش آفرینی کرده عبارتند از: ستارگان می درخشند، عمو نوروز، طلای سفيد، گرگهای گرسنه، لاله آتشين، آقای قرن بيستم، اشکها ولبخندها، دنيای پول، حاتم طائی، گدايان تهران و توفان بر فراز پاترا.
بی بی سی: بعد از چهار سال قايم موشک و ديدارهای کوتاه پشت صحنه با اميد بالاخره يه فرصت يک ساعته پيدا کردم. حيف که پای تلفن حرف زديم، دوست داشتم باهاش تو استوديو بودم و وقتی آهنگ ها داشت تموم می شد از آلبوم می گفتيم. تازه آلبومش با تمام کارهای قبليش فرق داره، البته فقط از بابت انتخاب سازها و ريتم. ما معمولا به اميدی عادت داريم که با يک ارکستر بزرگ زنده بزنه و بخونه. اين آلبوم بيشتر حالت الکترونيکی داره و حتی آوازهای عاشقانه اش يه حالت ديگه است. خوبه يا بد ... قضاوتش با ما نيست چون فقط سليقه است. با اين آلبوم اميد شنونده های جديد پيدا کرده و بعضی شنونده های قديمو شايد دلخور کرده. حالا بخونين و بشنوين که انگيره اين انتظار چی بوده.
بندرت اتفاق افتاده است كه زندگي نامه ي كاملي از اشخاص بزرگ به مانند آنچه در ديگر كشورها معمول است داشته باشيم چون بيشتر ما ايراني ها متأسفانه كمتر به خاطره نويسي عادت داريم. در نتيجه مجبور به رجوع به گفتار اشخاصي كه به نوعي با آن شخص در ارتباط بودهاند، هستيم و بر اساس گفتههاي آنها و از لابلاي خاطراتي كه پس از مرگ فرد دهان به دهان گفته ميشود ميبايستي به يك فضاوت درستي دست يابيم و واقعيت زندگي فرد را بتوانيم درك كنيم كه چگونه انساني بوده است. چون خاطراتي كه هست، ميتواند برضد شخص و يا حتي سالوسانه باشد.
در عالم موسيقي و در کنار تصنيف و آواز و ترانه، خواندن سرود نيز نوعي از اجرا و هنري است که شکل و تعريف خاص خود را دارد. جايگاه مشخص سرود در مقولۀ موسيقي، و کاربردهايي که دارد، بر همگان روشن و شناخته شده است. معروفترين سرودهاي هر کشور، طبعا سرود ملي همان کشور است. و بعد شايد آنچه که در محيط و فضاي نظامي و پادگانها اجرا ميشوند، و بالاخره سرودهاي گروه و دسته و احزاب، و سازمانهاي مختلف صنفي و سياسي که بيشتر براي تهييج اعضاء و هوا داران، و تاکيد بر اهداف و آرمانهاي آن حزب، و يا سازمان، خوانده و اجرا ميشوند.
بنان در خانواده هنردوست و اعیان خود که نسبت نزدیکی با ناصرالدین شاه داشتند - مادرش برادر زاده ناصرالدین شاه بود - با آوازهای پدر اولین درس های موسیقی را آغاز کرد و پس از مدتی همراه با خواهرانش به مکتب مرتضی نی داوود نوازنده و آهنگساز نامدار ایران راه یافت که اولین معلم رسمی او در واقع نی داوود بود. او آواز را بعدها نزد ضیاء الذاکرین و ناصر صیف به روش سینه به سینه ادامه داد، او آنزمان شناختی از تئوری موسیقی و نت نداشت و آواز را به شیوه قدما و بدون توجه به جایگاه صدایش می خواند. سال ها بعد به دعوت روح ا... خالقی نزد صبا رفت تا به جمع خوانندگان مکتب وزیری بپیوندد.
شهره در 18 دی ماه در یکی از محله های تهران در خانواده ای هنرمند متولد شد در 7 سالگی متوجه شد به موسیقی علاقه بسیاری دارد و به هنرستان موسیقی رفت تا با موسیقی آشنایی بیشتری پیدا کند، در 15 سالگی وارد دنیای هنر شد و خوانندگی را پیشه خود کرد اولین آهنگ او دختر مشرقی بود و همه متعجب از این آوازه خوان جدید ِفریبنده زیبا بودند و مدتی طول نکشید که آوازه شهرت و محبوبیت او به همه جا رسید با این آواز شهره به جلد مجله های موسیقی نقل مکان کرد و به یک ستاره بدل شد. شهره یکه تاز شهر شد و هر روز محبوب تر از روز گذشته، او به اوج رسید و محبوب مردم شد.
سوسن متولد شهر قصر شيرين در کرمانشاه بود و در همون جا بيمارستانی به اسم سوسن ساخته که پيش از باز شدن انقلاب می شه و هيچوقت استفاده نمی شه. سوسن در طول زندگيش به خيلی ها کمک کرد – گفته می شه که خرج چند دانشجو و کودک بی سرپرست رو در ايران می داده و هر وقت به نيازمندی بر می خورده بهش کمک می کرده. در مصاحبه ای که خانم سوسن سال ها قبل با بی بی سی داشت، گفت که اسم اصليش مهناز بوده ولی در شناسنامه بعدی اسمش رو به گل اندام تغيير می ده. در سن ۵ سالگی پدر و مادرش رو از دست می ده و از اون به بعد به تهران مياد.
شکیلا در 13 اردیبهشت ماه سال 1341 در تهران به دنیا آمد. وی کوچکترین فرزند خانواده بود. از همان دوران کودکی شیفته موسیقی بود و آثار نبوغ و استعداد در او هویدا بود. در نه سالگی قطعه ای برای تلویزیون اجرا کرد و آنچنان مورد توجه قرار گرفت که در پی آن برای خوانندگی دعوتش کردند اما از آنجایی که کم سن و سال بود و خانواده اش نیز راضی نبودند و قبول نکرد و به موسیقی در حد شرکت در برنامه های مدرسه و مسابقات استعدادهای درخشان و گاهی نیز هنرمندی در محافل خانوادگی قناعت کرد او همچنین تحصیلاتش را نیز با موفقیت پی گرفت.
ابی يكي از ماندگارترين خوانندگان ايراني مي باشد كه از صدايي فوق العاده خوب و استثنايي برخوردار مي باشد. در سال 1353 ازدواج كرده و سه فرزند دختر حاصل اولين ازدواج او مي باشد. اولين فرزند خاتون متولد 1354 و دندانپزشك، دومين فرزند سايه متولد 1355 و سومين فرزند او عسل متولد 1357 كه همگي تحصيلات دانشگاهي دارند. از ازدواج دوم با خانم مهشيد صاحب يك پسر به نام فرشيد است. ابي خيلي دوست داشته خلبان شود اما در سال 1348 و در سن بيست سالگي از وادي هنر سر درآورده است. شروع كار هنري او با گروه بلك كتز بلك كتز بوده كه ترانه هاي انگليسي مي خواندند.
کورش یغمایی هنرمندی است با پيشينه اي قوي و قدرتمند در موسيقي پاپ ايران. شخصیتی که تنها به عشق آب و خاک اجدادیش از تمام فرصت ها و موقعیت هایی که برای او در خارج از کشور مهیا بوده و هست چشم پوشی کرده تا هنرش را در وطنش عرضه کند هر چند که بهای زیادی در این راه تا کنون پرداخته است. وقتی سخن می گوید تمام دردها و رنج هایی که او در تمام این سال ها کشیده، برایتان نمایان می شود. فریادهای او برای اعتلای موسیقی پاپ در ایران در حصار تنگ نظری ها و بی برنامگی ها تنها و اسیرب ماند.
تولّد اسفند 1309 در ساری. لیسانش دانش سرای کشاورزی. از اوان نوجوانی نی های خود رو را سوارخ می کرد و در آنها می دمید. در سال 1317 در دبستان با ساختمان فلوت پیشاهنگان آشنا شد. عماد نزد خود و بی استاد نواهای محلّی را در فلوت می دمید و بعدها که به رادیو آمد، آهنگ هایی را که با ویلن در رادیو اجرا می کردند، با فلوت تقلید می کرد. در شهریور 1322 به تئاتر روی آورد و علاوه بر نقش کمدین ها، پیش پرده می خواند و فلوت می زد. در تهران مجید محسنی، حمید قنبری و جمشید شیبانی از سال های 1320 پیش پرده خوانی را شروع کرده بودند و پرویز خطیبی و ابوالقاسم حالت، اشعار فکاهی آن را می سرودند.
در سال های پس از انقلاب، ميان 1360 و 1368 و شايد به سبب ترانه های غميادانه وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بيرون از ايران افزوده می شد، هر چند که در خود ايران نامش حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود. از همين روی برای يافتن زندگينامه دقيق او سر در هر منبع موسيقائی فرو برديم که در اين سال های اخير تعدادشان نيز زياد شده است. چيز دندان گيری نصيب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پيش از خوانندگی اش را در اين منابع نيافتيم، ولی در همه آن ها به تحقير و تکرار آمده که نام اصلی اش سکينه دده بالا بوده است.
بی بی سی: نگاه بامدادیم به تلویزیون های فارسی زبانی که از جنوب کالیفرنیا روی ماهواره به سمت ایران پخش می شوند، با خبری ناگوار مواجهم کردند: جلال همتی بر اثر بیماری مزمن آلزایمر در گذشت. پخش ترانه ی کوچه بازاری مهوش پریوش چه بد کرد غلط کرد شوهر کرد با صدای جلال همتی، اینبار نه پیام آور شادی که مارش عزا بود. جلال همتی از میان ما رفت. همتی که بود؟ به قول مادر بزرگ لاله زار ناطق، چه می خواند؟ هر آنچه که وقتی لاله زار و فرهنگش از میان رفتند، مرد. یاد مهوش، پریوش، صدای آفت، باباکرم جاودانه حسین همدانیان، نیلوفر مردن پوران نواهای فولکلوری که برای همسن و سالان من بیگانه بودند و صدای جلال همتی، مجرای شناسش شد!
حتما تا کنون بارها ترانه یار دبستانی من را شنیده اید. این ترانه طی سال های گذشته همواره زمزمه دانشجویان و همه کسانی بوده است که دغدغه ایران عزیز را داشته اند. بر خلاف آنچه خیلی ها فکر می کنند خواننده اصلی این ترانه جمشید جم نیست. جمشید جم مدتی قبل، از آنچه سوء استفاده دانشجویان از ترانه اش عنوان می کرد انتقاد کرد. منصور تهرانی سراینده و آهنگساز این ترانه سال گذشته در این خصوص گفت: شعر و ترانه یار دبستانی در سال 1358 برای فیلم فریاد تا ترور که نام اولیه آن یار دبستانی بود، از ساخته های خود بنده و با صدای زنده یاد فریدون فروغی خوانده شد.
حسین قوامی در سال 1288 خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پدرش رضا قلی خان قوامی از خاندان های اصیل تهران بود او به موسیقی ایرانی عشق می ورزید، خانه اش پایگاه هنرمندان زمان بود و اکثر آثار موجود موسیقی آن دوره را به صورت صفحات گرامافون در دسترس داشت حسین که در پنین خاندانی پا به عرصه ی وجود گذاشته بود از سنین کودکی گوشش با موسیقی آشنا و طنین دلپذیر ساز و آواز با خونش عجین شده بود. صدایش خوب بود پدر آن را می پسندید و گهگاه در مهمانی های خصوصی، تنها و گاه به همراه ساز و آواز می خواند و مورد تشویق اهل هنر قرار می گرفت.
بدون کمترین شک و شبهه ای و بدون هیچ حس متعصبانه و غیر منطقی اگر قرار باشد نام پنج موسیقیدان برجسته تاریخ موسیقی ایران را نام ببریم، از نام محمدرضا شجریان به راحتی نمی توانیم بگذریم. در واقع باید گفت که نام شجریان و موسیقی ایرانی به نوعی به هم گره خورده است. این را حق مسلم او هم می توان دانست. تلاش و کوشش و ممارست جدی به علاوه استعداد و خلاقیت و ذهن فعال از هر شخصی یک استثنا به وجود می آورد، آن گونه که از حافظ و سعدی و فردوسی و باربد و نکیسا و شاملو و اخوان و پایور و صبا و ... به وجود آورد.
ناقوسی که در اعماق نغمات استاد گلپا به صدا در می آید فارغ از دغدغه ها و پیامدها احساسی مقیدانه است از انچه را که او را می طلبد و قصد انجامش را دارد حرمت مقدسی از رستگاری خود و او خوب می داند که اگر واژه ها از دل برایند نیازی به تا کید نیست اگر چیزی در نگاه باشد خود جاری خواهد شد ورنه همه چیز جز تزویر نخواهد بود. و باور استاد گلپایگانی بر اینست زیستن در هماهنگی با طبیعت خود بزرگترین معجزه است در سحرگاه در غروب در لذت در درد با هستی درمرگ حتی یک لحظه از او جدا نیستی و این توافق مطلق خود انسان را مذهبی خلق می کند.
استعداد خدادای او اولین بار در ۹ سالگی زمانی که در مدرسه به روی صحنه سن رفت آشکار گشت. اولین ترانه ای که داریوش اجراء کرد، در سن ۱۷ سالگی بود، که ساخته خود داریوش و شعر زیبای علی گزرسه بود و این ترانه نامی نداشت جز پیمان شکسته. ولی داریوش در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از طریق تلویزیون ایران با ترانه افسانه و جاوید به من نگو دوست دارم که حاصل همکاری پرویز مقصدی و جاویدان بود به مردم ایران معرفی شد. داریوش در همین زمانها بود که با کیوان و افشین آغاز به همکاری کرد که در آن زمان گروه شش و هشت بر سر زبان ها بود.
آیا ستار در موسیقی ایران به حق خود رسیده است؟ چرا ستار با وجود صدای مخملین و هنر و شخصیت استثنایی که دارد، نسبت به خوانندگان دیگری که اصلا در حد و اندازه های او نیستند کمتر در صحنه است؟ اینها سوالاتی است که دوستداران ستار از خود می پرسند و من در این قسمت می خواهم نظرات خود را در این باره بیان کنم. هیچ شکی وجود ندارد که ستار تا زمانی که در ایران بود و با مردم سرزمینش رابطه ی مستقیم داشت از مطرح ترین و محبوب ترین خواننده ها بود و انقلابی در موسیقی ایران به وجود آورد.
مي گويند: زندگي، نزد هر شخصي مفهومي خاص دارد. عدهاي زندگي را تنها منحصر به وضعيت روزمرگي ميكنند و عدهاي هم زندگي را به سمت و سويي هدايت ميكنند كه واژههايي چونگذشت، بزرگواري و بودن، مفهوم و معنايي تازه به خود ميگيرد. عدهاي زندگي خود را خرج ظواهر روزمره ميكنند و عدهاي ديگر تلاششان را معطوف به تأثير گذاري بر چرخه سپري كردن روزگار. ميگويم: اين كه هر كدامِ ما در كدام دسته از اين تقيسمبندي قرار ميگيريم، قضاوت و داوري ديگران را ميطلبد. به راستي، چرا پس از گذشت سالها هنوز هم با شنيدن آهنگ كودكانه فرهاد حس نوستالژيك غريبي بر وجود انسانِ ايراني چنگ ميزند و ما با خود ميانديشيم چرا چند سال از عمر او را هدر دادند و مانعِ خواندنش شدند؟
با مرگ دلکش جامعه موسيقی ايران خواننده ای را از دست داد که نه تنها صدائی رسا و تاثير گذار داشت، بلکه در فرآيند نوآوری در موسيقی سنتی نقشی عمده ايفا کرد. عصمت باقرپور با نام هنری دلکش در سال 1304 در بابل زاده شد. هنوز نوجوان بود که نزد خواهرش به تهران آمد و در مدرسه ای که درس می خواند، توجه آموزگار موسيقی ظهيرالدينی را به سوی خود جلب کرد که صدای او را پر رنگ و شايسته پرورش تشخيص داده بود. ظهيرالدينی او را به دفتر روح الله خالقی در انجمن موسيقی ملی برد و خالقی او را به دست عبدالعلی وزيری خواننده معروف آن زمان سپرد که فوت و فن آوازخوانی را به او بياموزد.
گیتی پاشایی در سال 1327 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد. پدر بزرگش جعفر منصوری شاعر و استاد تار و خط بود و نوازندگی تار و سه تار را به مادر گیتی آموخت و بدین ترتیب گیتی از طریق مادرش با موسیقی آشنا شد. وی ردیف های موسیقی سنتی را نزد فرامرز پایور، مهدی فروغ و محمود کریمی آموخت. پس از دیپلم به آمریکا رفته و در سیتی کالج نیویورک در رشته معماری مشغول به تحصیل شد و در سیاتل آمریکا لیسانس هارمونی و ارکستراسیون گرفت. در اواخر دهه چهل، فعالیت رسمی خود را با خوانندگی در رادیو و تلویزیون آغاز کرد و به خواندن تصنیف های مردمی مشغول شد.
(مدیر وبلاگ: سلام دوستان اگه این ۲ یا ۳ روزه مطالب رو دیر آپ می کنم به این خاطره که مسافرت هستم مصاحبه و عکس های جدید ناصر ملک مطیعی و اسدالله یکتا هم تو روزهای آینده در وبلاک براتون می زارم) فريدون فرخزاد در آلمان تحصيل كرده و داراى درجه دكتراى علوم سياسى بود. متولد هزار و سيصد و پانزده در شهر تفرش، و برادر شاعره مشهور فروغ فرخزاد بود. فريدون فرخزاد، به جز دكتراى علوم سياسى، شاعر، نويسنده، هنرپيشه، خواننده و مبتكر چندين برنامه و شو تلويزيونى، از جمله شو موفق (ميخك نقره اى) در ايران بود. فریدون فرخزاد هم در تلویزیون برنامه اجرا می کرد و هم یک هفته در میان در رادیو برنامهء صبح جمعه را اجرا می کرد.
(مدیر وبلاگ: سلام دوستان قبل از اینکه مطلب رو بخونین اینو بگم که امروز من با آقای ناصر ملک مطیعی مصاحبه کردم و عکس گرفتم که ایشالا تو ۴ یا ۵ روز آینده براتون تو وبلاگ می زارم) بانو سيمين غانم در شمار آن دسته از خوانندگان متين و به راستي هنر مندي است که دامان خود را از دام شهرت طلبي هاي کاذب و سود جويي هاي جذاب ورچيده و طمع تلخ و شيرين و زهر آگين آن را نچشيد و در غرقاب و گنداب ابتذال دست و پا نزد که اين خود هنري است بسيار زيبا تر از هنرخوانندگي او. سيمين غانم ضمن باز خواني برخي از ترانه هاي قديمي با آهنگسازان بر جسته اي همچون علي تجويدي، همايون خرّم، فريدون شهبازيان و به خصوص فريبرز لاچيني و جواد لشکري، و ترانه سراياني چون فرهاد شيباني و اردلان سر افراز و ... همکاري داشته است.
پس از بازگشت به صحنه، همه تشنه ی آهنگها و اشعار عاشقانه و جاودانه ی گذشته ی او بودند. و او گلهای پژمرده ی عشق های قدیمی را در دل نسلهای گذشته دوباره شاداب نمود و نسلهای جوان نیز که نظاره گر آبیاری گلهای پرپر شده ی عشق های گمشده به دست این اسطوره ی هنر بودند، بتی را یافتند که می توانستند از آن پس به زبان او در گوش دلداده ی خود سخن عشق رازمزمه کنند. کنسرت ها به شرحی که لحظه به لحظه در این سایت منعکس گردید با موفقیت بی نظیر به پایان رسید و پس از آن گوگوش در سکوتی طولانی فرو رفت.
سوسن زنی باشخصيت بود و هيچ وقت گذشته خود را فراموش نکرد و هميشه يار مستمندان بود. او در تأسيس چند پرورشگاه سهيم بود. او سرپرستی چندين کودک بی سرپرست را مادرانه بعهده گرفت. او با ديدن هر فقيری اختيارش را از دست می داد و توشه و مزد زحماتش را بين آنان تقسيم می نمود. او درد فقيری و نداری و بی کسی و زندگی پرورشگاهی را چشيده بود... سوسن نامش گل اندام طاهرخانی بود متولد ارديبهشت ماه ۱۳۲۱در قصر شيرين. نام پدرش ابراهيم نام مادرش بلقيس بود. بعد از دست دادن پدرش در يک حادثه تصادف که خودش هم مجروح گشت به اتفاق مادرش به تهران آمد.
اكبر گلپايگانی، خوانندهی پرآوازه موسيقی ملی ايران، پس از ٢٣ سال ممنوعيت آواز خواندن در ايران، در سن ٧٤ سالگی با اجرای كنسرت در خارج و تهيه آلبوم در داخل كشور، بار ديگر به عرصهی موسيقی بازگشته است. هرچند اخيرا برگزاری كنسرت در داخل كشور برای گلپا مجاز شده است، اما او از اين كار امتناع میكند. با عرض سلام خدمت آقای اکبر گلپایگانی، خواننده بزرگ آواز ایران، آقای گلپایگانی ترانهها و صدای شما صحنه موسیقی ایران را در عرض نیمقرن گذشته تا کنون خیلی شکل داده است. شما پس از انقلاب ایران بمدت ۲۳ سال رسما در صحنه موسیقی ظاهر نشدید و حال چندین سال است که در خارج از ایران در کنسرتهایی شرکت کردهاید. لطفا از برنامههای بعدیتان برایمان تعریف کنید.
اشرف السادات مرتضایی یا آنچنان که برای ایرانیان شناخته شده است مرضیه خواننده افسانهای در سال 1926 در تهران بدنیا آمد .پدر و مادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه ساز، نقاش و مینیاتوریست و موسیقیدان در فامیلش زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص او را تشویق به خواندن کرد و در همه دوران حیاتش ازاو پشتیبانی می کرد. بانو مرضیه در مصاحبهای درباره خود میگفت :در زمانی که خانوادههای ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم می فرستادند پدر من با وجودیکه یک فرد روحانی بود مرا تشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود.
درسال 1350، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خوانندهای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی میگردد و با یک بار زمزمهکردن ترانهها، خسرو هریتاش متوجه میشود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، دو ترانه به نامهای آدمک و پروانهٔ من را با موسیقی تورج شعبانخانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا میکند. پس از اکران فیلم، صفحههای 45 دور این دو ترانه، در صفحه فروشی های معروفی چون آل کوردوبس، پاپ، دیسکو، بتهوون، و پارس عرضه میگردد.
شما همراهاني كه ليلا فروهر اين نام دير آشناي دنياي هنر ايران نامي كه نه تنها ايران و ايراني، بلكه هر هنردوست و هنر شناس و هنرمندي در هر كجاي دنيا بايد به آن ببالد و به پاس هنر و شخصيت و منش و وقارش در مقابلش سر تعظيم فرود آورد. نامي كه نشستن در كنار او افتخاريست بس بزرگ ... شما را به ضيافت شبي خواهيم برد كه ليلا اين هنرمند متعهد و مسئول دنياي هنر ايران در حالي كه شبي باشكوه را در كنار هوادارانش در كنسرتهايي موفق پشت سر گذاشته بود و خستگي كنسرت ها و سفرها را به دوش مي كشيد.
استاد محمدرضا شجریان كه تاكنون آثار به یاد ماندنی بسیاری را بر جای گذاشته و كنسرتهای متعددی را در ایران و خارج از كشور به روی صحنه برده است، اخیرا به گفته خودش انگیزه ای برای خواندن ندارد. او در حال حاضر با شروع پروژه باغ هنر بم تمام زمان و نیروی خود را صرف ساخت و ادامه این پروژه كرده و از تمام مردم و هنرمندان برای ادامه راه یاری میخواهد. با وی در خصوص جریان موسیقی در كشور به گفت و گو پرداخته ایم؛ گزیدهای از این گفت و گو در پی میآید. هنر ما و اصالت آواز و موسیقی ما در بداهه خوانی و بداهه نوازی است؛ یعنی تمام اعتبار ما در این بداهه خلاقیت لحظه ای خلاصه میشود.