تبليغاتX
هنرپيشه هاي قديم و خواننده هاي ايراني
دوشنبه ششم آذر 1385
اسفندیار منفرد زاده در آثارش بیشتر از غریزه و ذوق درونی خویش بهره می گرفت

اسفندیار منفرد زادهاسفندیار منفرد زاده متولد سال 1319 در شهر تهران می باشد. وی بعد از اتمام هنرستان موسیقی وارد دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد ولی بعد از دو سال و نیم آن را رها کرد. بار دیگر بعد از ساختن موسیقی فیلم قیصر از آثار برجسته مسعود کیمیایی برای مدت 9 ماه جهت ادامه تحصیل به شهرهای برلین و وین رفت ولی آنجا نیز تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرد. او در آثارش بیشتر از غریزه و ذوق درونی خویش بهره می گرفت. او نزدیک به هشت سال با رادیو در زمینه آهنگسازی همکاری داشت و در حدود 5 سال نیز در اداره فعالیت های فوق برنامه دانشگاه تهران همکاری می کرد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه چهارم آذر 1385
عباس شاپوری برای علاقه مندان ترانه و تصنیف دهه های آغازین رادیو ایران نامی آشنا بود

زنده یاد عباس شاپوریعباس شاپوری برای علاقه مندان ترانه و تصنیف دهه های آغازین رادیو ایران نامی آشنا بود. این آهنگساز و نوازنده ویولن سال ۱۳۰۲ در خیابان صفی علی شاه تهران به دنیا آمد. پدرش از دوستداران موسیقی ایران بود و منزلش محل رفت و آمد بزرگانی چون ابوالحسن صبا، كلنل وزیری، مرتضی محجوبی و... بود. ذوق هنری شاپوری خرد سال در چنین محفلی بارور شد به گونه ای كه آموختن موسیقی را نزد استادانی چون اسماعیل زرین فر، حسین یاحقی، حسین هنگ آفرین و ابوالحسن صبا آغاز كرد. همدوره های او در این زمان هنرمندانی چون علی تجریدی، حبیب الله بدیعی، محمد بهار لو و... بودند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه سی ام آبان 1385
مرتضي حنانه در سال 1333 اثر معروف خود سوئيت شهر مرجان را مي سازد

زنده یاد مرتضی حنانهمرتضي حنانه در يازدهم اسفند 1301 شمسي در تهران چشم به جهان گشود. او که در خانواده اي اهل دانش و فرهنگ پروش يافت، از دوران کودکي علاقه شديدي به موسيقي داشت. در سال 1313 به درخواست پدرش وارد هنرستان عالي موسيقي مي شود و زير نظر سرگرد غلام حسين مين باشيان به فراگيري اصول تئوري و عملي موسيقي مي پردازد. در سال 1317 با استخدام استادان خارجي، فراگيري ساز هورن را نزد رودلف اوربانتس آغاز مي کند. در همين سال ها به تحصيل کمپزسيون و تکميل نوازندگي هورن - پيانو مي پردازد و قطعات کوچکي را براي دو و چار هورن مي نويسد. در سال 1321 با گرفتن ديپلم هنرستان عالي، آمادگي آن را مي يابد تا با راهنمايي پرويز محمود رهبري ارکستر را به طور تجربي بياموزد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه بیست و هفتم آبان 1385
بابک بیات، همچنان در بستر بیماری

بابک بیاتفریاد زیر آب، سایه، هیچکی مثل تو نبود، رازقی پر پر شد...، اینها نام چند ترانه فراموش نشدنی با صدای داریوش، ابی و گوگوش است، ولی آیا آنچه به سر آهنگساز این آثار آمده، به اندازه کارهای روزمره این خوانندگان برای ما اهمیت دارد؟ بابک بیات، آهنگساز مطرح موسیقی فیلم و موسیقی پاپ ایران، هفته‌هاست که به علت نارسایی شدید کبد در بیمارستان ایرانمهر در تهران بستری است. گرچه چند روزی است که مراحل بحرانی بیماری را پشت سر گذاشته و از آی.سی.یو به بخش عمومی بیمارستان منتقل شده ولی همچنان در وضعیت نگران کننده‌ای به‌سر می‌برد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه دوازدهم آبان 1385
به ياد استاد سعيد هرمزي

زنده یاد استاد سعید هرمزیاستاد سعيد هرمزي در سال هزار و دويست و هفتاد و شش خورشيدي در تهران، محله سنگلج (پارک شهر فعلي) ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم ميرزاحسين خان ثقه السلطنه از مديران و صاحب منصبان دوران قاجار و مادرش شاهزاده ملوک خانم بود که از معلمين خصوصي پيانو، زبان فرانسه و انگليسي را آموزش ديده بود و با اين هنرها آشنا بود. فرزندان هم کم و بيش در کنار مادر هنرمند و هنردوست علاقه اي به اين هنرها پيدا کرده بودند. يکي از فرزندان اين خانواده به نام ابوالفتح نيز آموختن تار را پيش خود و سپس در محضر ميرزا حسينقلي، استاد و نوازنده چيره دست تار و يکي از پيشگامان موسيقي ايراني فرا گرفت و به گفته برادرش تار را به زيبايي مي نواخت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه چهارم آبان 1385
ترانه ی ستاره آی ستاره و دیگه اشکم واسه من ناز می کنه از اولین ترانه های شهریار قنبری بودند

شهریار قنبریشهیار قنبری ترانه سرایی را از پانزده سالگی آغاز کرده است. وی در دهه 60 به انگلیس سفر کرده و در سال 1968 در گروهای موسیقی پاپ شرکت می کند. در تظاهرات اعتراض به جنگ ویتنام ، سال 1968 در لندن شرکت کرده و از آن پس بی تردید ترانه سرایی را بر می گزیند. پس از بازگشت به ایران کارش را با نوشتن برای هفته نامه های مختلف و خبرنگاری آغاز کرد و برای رادیو تهران برنامه ی آوای موسیقی تهیه کرد. فعالیت وی در تلویزیون با گویندگی و ترانه نویسی برای برنامه ی تلویزیونی زنگوله ها در کنار شادروان واروژان، پرویز اتابکی، بابک افشار، اسفندیار منفردزاده، ایرج جنتی عطایی، تورج نگهبان و منوچهرسخایی تهیه کننده ی آن برنامه آغاز شد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه سی ام مهر 1385
جليل شهناز را به جرات مي توان بنيانگذار سبکي در تار نوازي ناميد

جلیل شهنازجليل شهناز را مي توان به جرات بنيانگذار سبکي در تارنوازي ناميد که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسيقي ايراني، تار مليح مکتب اصفهان را به اوج شکوفايي خود در پايتخت رساند. دوراني که بعد از تاثيرات استاد وزيري با پيش زمينه بزرگاني چون آقا حسينقلي و درويشخان، قدرت نوازندگي در قوت مضراب و سرعت پنجه خلاصه مي شد، نوعي تار نوازي در اصفهان و از خاندان هنر پرور شهناز شروع شد که با نبوغ جليل شهناز به اوج زيبايي و شکوه خود رسيد. شهناز تار را به گونه اي معرفي کرد که تکنيک صرفا منحصر به درابها و ريزهاي قوي و نيز پاساژهاي سريع خلاصه نمي شد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه بیست و دوم مهر 1385
در آمدی بر تدوین فهرست جامع آثار روح الله خالقی

روح الله خالقیدر دوران دوم، آهنگساز بربازسازی آثار گذشتگان همت گمارده و خود نیز آثاری پخته و منسجم بر اشعار سنتی متقدمین و متاخرین خلق نموده که چنگ رودکی و حالا چرا نمونه هایی از آنانند. در این آثار فاصله گرفتن از شور و شر جوانی و گام نهادن به دوران میانسالی و تمایل به خلق آثار جاویدان فرهنگی ملاحظه می شود. اصولا هم ساختن آثاری اینگونه منسجم و حساب شده، مستلزم فراغتی است که با دوران جوانی چندان سازگاری ندارد. به جرأت می توان گفت که همه تنظیم های خالقی از آثار دیگران به چنان دقت و ممارستی نیاز دارد که سالیان دراز تجربه و تامل طلب می کند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه پانزدهم مهر 1385
تورج شعبانخانی از سن 17 سالگی موسیقی را به طور حرفه ای آغاز کرد

تورج شعبانخانیتورج شعبانخانی، آهنگساز و خواننده، متولد 15 بهمن 1329 در تهران است. او از سن 17 سالگی موسیقی را به طور حرفه ای آغاز کرد. تورج خواننده و سرپرست گروهی بود که آهنگ های فرنگی را اجرا می کردند اما این حد برای او رضایت بخش نبود و می خواست به مراتب بالاتری دست پیدا کند از همین زمان او از گروه جدا شد به طور جدی تر به موسیقی و آموزش و کسب تجربه پرداخت سال1350، تلویزیون آن زمان که به دنبال جذب استعداد جدید رشته موسیقی بود فراخوانی برگزار کرد دراین فر اخوان از بین 4000 نفر شرکت کننده فقط 40 نفر برگزیده شدند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه ششم مهر 1385
فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

استاد فرامرز پایورمسلما مقایسه دو هنرمند در دو رشته مختلف کاری دشوار است ولی می توان بصورت کلی از زاویه های مختلف، مقایسه ای به عمل آورد همانطور که امروز بزرگانی مثل ابن سینا و داوینچی را از نظر خلاقیت و نوآوری با هم مقایسه میکنند و در آخر معدلی از فعالیت های موسیقی او به دست آورد. فرامرز پايور شاگرد و ادامه دهنده روش استادش ابوالحسن صبا، همچنين علي نقي وزيری است. او از معدود موسيقي داناني است که طرح های وزيری در موسيقي را به بهترين شکل به اجرا در آورد، نيز جزو چند چهره موسيقي ايران است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه چهارم مهر 1385
ما هر چه در ترانه داريم از واروژان داريم

زنده یاد واروژانسال 1319 در خانواده ای ارمنی پسری متولد می شود. پسری که پس از 2 سال، ديگر مادر را نمی بيند. مادر، مرده است. پس در کنار پدربزرگ و مادربزرگ قد می کشد؛ اما مادر بزرگ هم می ميرد. در 7 سالگی به مدرسه _ پانسيون ايتاليايی ها_ می رود. هنرستان عالی موسيقی تهران را تمام می کند (سازش پيانو بود) و زير نظر آموزگارانی چون روبن، گريگوريان و لودويک وازيل تعليم می بيند. پس از آن به آمريکا می رود و 4 سال بعد به ايران باز می گردد، حالا موسيقی همه زندگی اوست. پرویز اتابکی مالک استودیو طنین او را به عنوان تنظیم کننده ثابت استودیو، دعوت به کار می کند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385
اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگي به چاپ رسيد

فريدون مشيريفريدون مشيري در سي ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدري اش به واسطه ماموريت ادراي به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادرشاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمد در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقه مندان به شعر بود و در خانواده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش ميرسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چندسال دوباره به تهران باز گشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385
يادی از مرتضی نی داوود، خالق آهنگ مرغ سحر

مرتضی نی داوودموسيقيدانان سنتی ايران که در فاصله جنبش مشروطيت و نخستين دهه از قرن جاری خورشيدی سر برآورده اند، همه پيش از هر چيز نوازنده بوده اند، هر چند که گهگاه به سراغ آهنگسازی نيز رفته اند. مهارت های فنی و گاه شگفتی آور اين نوازندگان، آن چنان جمع شنوندگان را مجذوب خود می ساخته که آهنگسازی آنها را غالبا از ياد می برده اند. درويش خان، ارسلان درگاهی، موسی معروفی و حبيب سماعی از اين گونه موسيقيدانان به شمار می روند. در کنار اينان به چهره برجسته ديگری بر می خوريم که استثنايی را پديد آورده است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه دهم شهریور 1385
استاد علي تجويدي: من به ياد ندارم که آهنگي ساخته باشم که انگيزه نداشته باشد

استاد علي تجويدياستاد علي تجويدي، متولد ۱۲۸۹ خيابان ري تهران. زندگي هنري او را با قلم خودش بخوانيم: مقدمات را نزد پدرم و هادي تجويدي برادرم آموختم. در ۱۲ سالگي دستگاه هاي ايراني را مي شناختم. مرحوم ابوالحسن صبا چون نزد پدرم نقاشي کار مي کرد به منزل ما رفت و آمد داشت و از همان موقع با ايشان اشنا شدم. اولين سازي که آموختم تار بود ضمنآ موقعي که در دبيرستان تحصيل مي کردم به گروه پيش آهنگي وارد شدم و فلوت آموختم و با نت آشنايي پيدا کردم. در ۱۶ سالگي به کلاس حسين ياحقي رفتم و پس از ۶ ماه نزد ايشان به آموختن ويولن مشغول شدم و سپس به کلاس مرحوم صبا رفتم و ۶ سال نزد اين استاد به فراگرفتن موسيقي و نوازندگي ويولن پرداختم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه ششم شهریور 1385
ترانه نوین ایران

ایرج جنتی عطایی     اردلان سرافراز     شهریار قنبری

ترانه هایی که امروز به گوش من و تو آشنا و دلنشین است. همان عاشقانه هایست که به آن بالیدیم و عاشق شدیم. آمدیم رفتیم و دل دادیم و دل بریدیم. همان عاشقانه هایی که به نام ترانه نوین آن را می شناسیم. مخلوق قلم سه بزرگوار: ایرج جنتی عطایی و شهیار قنبری واردلان سرفراز است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه سوم شهریور 1385
موسیقی در دوران هخامنشی

موسیقی در دوران هخامنشیموسیقی مذهبی: بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی. مشاهده می کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می خورد. مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول استرابو دانشمند یونانی این نغمه ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می شود.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه یکم شهریور 1385
پس از تهرانی . . .

استاد ابوالحسن صبا و حسین تهرانیموسیقی ایران در تاریخ پر فراز و نشیب خود از ابزارهای بسیاری برای تولید موسیقی بهره برده است که امروز بسیاری از این سازها با گذر زمان به فراموشی سپرده شده است. تعداد سازهای موسیقی ایرانی که تا کنون توسط محققان موسیقی کشف شده اند به حدود 255 عدد میرسد که البته بسیاری از این سازها تا حد زیادی شبیه به هم هستند. در تقسیم بندی سازهای ایرانی، گروه بزرگی از این سازها، ضربی پوستی ها هستند که تا کنون نزدیک به 24 عدد از این سازها کشف شده اند. بسیاری از این دسته سازهای کوبه ای امروز دیگر به دلایل مختلف مورد استفاده قرار نمیگیرند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه سی ام مرداد 1385
تجلیل جلیل و اشک شهناز

استاد جلیل شهنازآیین نکوداشت استاد جلیل شهناز و زنده یاد درویش خان - نوازندگان برجسته تار - با حضور جمعی از بزرگان هنر موسیقی در فرهنگسرای هنر برگزار شد .این آئین با پخش یک کلیپ از استاد جلیل شهناز آغاز شد و در ادامه مجری جلسه با قرائت غزلی از نوذر پرنگ یاد این شاعر تازه از دست رفته را گرامی داشت. نخستین اجرای موسیقی عصر دیروز به دو نوازی هوشنگ امیر حشمتی - نوازنده تارو شاگرد استاد شهناز - و سعید رودباری - نوازنده تمبک - در دستگاه سه گاه اختصاص داشت. در اوج حکومت مکتب تهران در موسیقی ایرانی جوانی اصفهانی، برآمده از مکتب اصفهان گوش ها و جان ها را مسحور صدای ساز خود می کند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385
زویا زاکاریان: پدر و برادرم ساز می زدند و مادرم خواننده یک گروه کر بود

زویا زاکاریاندخترکی زاده تهران و از جنس شیشه ای ترانه، زویا زاکاریان! تنها کسی که می توان نام او را در کنار سه نام بزرگ دیگر، شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز قرار داد. خود او درباره خانواده اش می گوید: من در تهران به دنیا آمدم، اما خانواده ام اصالتا آذربایجانی هستند. پدر و برادرم ساز می زدند و مادرم خواننده یک گروه کر بود! ترانه نویسی را از سن 13-14 سالگی آغاز می کند، یعنی در زمانی که یک نوجوان خویشتن خویش را می کاود، که هستم و که خواهم شد و چه خواهم کرد .پس از دیپلم، به دانشگاه پهلوی شیراز می رود تا پزشکی بخواند، اما پس از یک سال عشق به هنر او را بر آن می دارد که به تهران بازگردد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه بیست و یکم مرداد 1385
وقتی صبح از خواب بيدار می شدم می ديدم او هنوز در حال سرودن ترانه است

اردلان سرافرازبعضی از ترانه ها بعد از گذشت ۲۰ و بعضی ۳۰ سال يا بيشتر هنوز هم محبوبيت گذشته خود را دارند. تعداد اينگونه ترانه ها در تاريخ موسيقی ايران کم نيست. ترانه هايی که بهترين روش برای ابراز عقيده ترانه سرايان بوده است. چه در زمان خودشان و چه در زمان حال  مصداق دارند. به نظر من ترانه سرايان کسانی هستند که خشت اوليه  را برای خواننده و نوازنده به وجود می آورند کم نيستند اين ترانه سرايان  ايران زمين چون : اردلان سرافراز، هديه، زويا زاکاريان، مسعود فردمنش، شهيار قنبری، ايرج جنتی عطايی و تا به امروز کسانی چون مريم حيدزاده و ...


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385
واروژان همیشه زنده است!

واروژانامروز نوبت واروژان بزرگ است، واروژان تنها، واروژان عاشق، واروژان بی همتا. واروژان ستاره ی پر فروغی بود که با ظهورش بر آسمان ترانه و موسیقی ایران، نوری عظیم را ساتع کرد. نوری که جان ترانه ی نوین ایران شد، او آمد تا همه چیز را تغییر دهد، او آمد تا فریاد کند: عشق و تنها عشق آفرینی. واژه ی واروژان به معنی پرنده ی نر است. و به راستی این معنی به او می آمد. پرنده ای نر با عمر کوتاه، که در تمام عمرش ملودی های عاشقانه سر داد تا گوش ها را بنوازد و دلها را عاشق کند. واروژان همانگونه که آرام و بی صدا آمد، بی صدا هم از میان ما رفت. به راستی منابع چندانی در مورد او در دست نیست. از دوران کودکی و نوجوانی و جوانی، از استخدام او در رادیو اهواز، و حتی از مدارک تحصیلی او در ایران، ایتالیا و آمریکا در رشته ی موسیقی که در آنها به تحصیل پرداخت. 


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه سیزدهم مرداد 1385
ساز استاد ياحقي بیشترین اثرها را در جان داشته است

پرویز یاحقیپرویز یاحقی پارسی (معروف به پرویز یاحقی)، در یک هزار و سیصد و پانزده خورشیدی بر خشت این جهان افتاد. حالا خیابان صفی علیشاه تهران در خواب هم نمی دید که ویولونیستی چیره دست را میزبان شده است. در فضای خانواده ای روشنفکر بالیدن آغازید. موسیقی از همان اوان کودکی با روح و جان پرویز اخت شده بود. کودک حالا در غلیان است. می خواهد تا روح تشنه خود را با موسیقی سیراب کند. در به در دنبال یک ساز است. آسان ترین و دم دست ترین اما همان نی لبک کوچک و ظریفیست که به آسانی مهیا می شود. پرویز کوچک حالا می کوشد با تمام قوای خود، هر چه نغمه در اینجا و آنجا می شنود را با همان نی لبک کوچک اجرا کند. 


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه دهم مرداد 1385
شهیار قنبری سرآغاز ترانه های نوین ایران زمین

شهریار قنبری

شهیار قنبری، که برخی نا آگاهانه و به اشتباه او را شهریار می نامند، فرزند هنرپیشه محبوب و خواننده ي قدیمی حمید قنبری است.  او در پنجم شهریور ماه 1331 در تهران در خانواده ای هنرمند و هنر دوست در خیابان فخر آباد،  سه راه ژاله به دنیا آمد. در نوجوانی در  اطلاعات کودگان آن زمان داستان های کوتاه می نوشت و گه گاه اشعار کوتاهی می سرود و برای نو جوانان نمایشنامه می ساخت. برای ادامه تحصیل در رشته ی ادبیات راهی کیمبریج انگلستان شد و از آنجایی که به سینما هم علاقه ای وافر داشت به خصوص در رشته ی کار گردانی سینما، در آن زمینه نیز به تحصیل پرداخت و پس از بازگشت به ایران در رشته ی مورد علاقه ی خود مشغول به فعالیت شد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه هفتم مرداد 1385
رهی معیری از اوان کودکي به شعر و موسيقي و نقاشي علاقه ی فراوان داشت

رهی معیریرهي معيري، متخلص به رهي فرزند محمدحسن خان مويد خلوت در دهم اردبيهشت ما ۱۲۸۸ هجري شمسي در تهران چشم به جهان گشود. پدرش محمدحسن خان چندگاهي قبل از تولد رهي رخت به سراي ديگر کشيده بود. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در تهران به پايان برد، آنگاه به استخدام دولت درآمد و در مشاغلي چند انجام وظيفه کرد و از سال ۱۳۲۲ رياست کل انتشارات و تبليغات وزارت پيشه و هنر منصوب گرديد. رهي از اوان کودکي به شعر و موسيقي و نقاشي علاقه و دلبستگي فراوان داشت و در اين هنر بهره اي به سزا يافت. در آغاز شاعري، در انجمن ادبي حکيم نظامي که به رياست مرحوم وحيد دستگردي تشکيل مي شد شرکت جست و از اعضاي مؤثر و فعال آن بود و نيز در انجمن ادبي فرهنگستان از اعضاي مؤسس و برجسته آن به شما مي رفت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385
خاطراتی در مورد حسین تهرانی

حسين تهرانيحسين تهرانی از نوادر موسيقی ايرانی و زنده کننده تنبک، قلب تپنده موسيقی ايرانيست. تهرانی جزو انگشت شمار موسيقيدانان ايرانيست که مردم عامی هم با نامش سازش را به ياد می آورند. او زمانی که پا به عرصه موسيقی نهاد به هر سويی سری کشيد و از هر کس که اندکی گفتنی داشت، درسی فراگرفت، تهرانی از مکتب ابوالحسن صبا و خالقی تا مرشد های زورخانه درک کرده بود و اندوخته هايش را بصورت دسته بندی شده و منظم روی تنبک آزمايش و ثبت کرد. پرويز خطيبی نويسنده، کارگردان و ترانه سرا که با تهرانی دوستی داشته در مورد خصوصیات اخلاقی او چنین ميگويد: ...تصادفا؛ يک روز در آرايشگاه نيک با مردی برخورد کردم که عينک دودی به چشمش بود و با قيافه ای جدی جوکهای شيرين ميگفت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه بیست و سوم تیر 1385
يادگارهاي استاد تجويدي به موزه موسيقي مي رود

استاد علی تجویدیاعضا هيات امنا موزه موسيقي تعيين شده‌اند ، به محض اينكه آنها مدير مجموعه را منصوب كنند ،موزه بازگشايي مي‌شود. لوازم شخصي و آثار استاد علي تجويدي به موزه موسيقي تهران منتقل مي شود. فروغ بهمن پور از نويسندگان و روزنامه نگارانيكه با هنرمندان برجسته و سرشناس موسيقي رابطه نزديك و دوستانه اي داشته و دارد .يادگارهايي از اين هنرمندان كه برخي از آنها ديگر در قيد حيات نيستند، در اختيار اوست كه قصد دارد آنها را به موزه موسيقي تهران اهدا كند. البته اگر اين موزه بالاخره بعد از چند سال كشمكش افتتاح شود و كارش را آغاز كند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه هجدهم تیر 1385
فرید زولاند اولين آهنگهای خود را با صدای ستار بنام های بهت و غزل ساخت

فرید زولانددر يک روز تابستانی نهم مرداد ماه 1334 شمسی در کابل افغانستان بدنیا آمدم . باشانس اینکه پدرم جليل زلاند هنرمندی بود که در رأس موسيقی راديو افغانستان چهل و پنج سال خدمات اش تا قبل از تجاوزارت سرخ اتحاد جماهير شوروی سابق و واقعه سياه طالبان بر هيچ افغان پوشيده نيست. پدرم يکی از آوازخونان و آهنگسازان مبتکر بود و خود را هميشه درمقابل مردم مسؤل ميدانست. پدرم به هر کشور مسافرت هنری داشت به موفقيت و عنوان های فوق العاده روبرو ميشد. برای مثال درسال 1341 در ايران با اجرا و ساختن آهنگ زيبای (ساربان) به روی شعر حضرت سعدی در کيهان آنروز نوشتند روح سعدی با آهنگ ساربان و صدای جليل زلاند دوباره زنده شد. مثال ديگر: در هندوستان دهلی نيوز به پدرم عنوان آواز طلائی و در مدراس و بمبئ ستاره موسيقی افغانستان و غزل خوان استثنائی دادند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه شانزدهم تیر 1385
فريدون مشيري - اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگي به چاپ رسيد

فریدون مشیریفريدون مشيري در سي ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدري اش به واسطه ماموريت ادراي به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادرشاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمد در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقه مندان به شعر بود و در خانواده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش ميرسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چندسال دوباره به تهران باز گشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت. به گفته خودش: در سال ۱۳۲۰ که ايران دچار آشفتگي هايي بود و نيروهاي متفقين از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ايران بودند ما دوباره به تهران آمديم و من به ادامه تحصيل مشغول شدم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385
يادمان بيژن مفيد و يادي از شهر قصه

بیژن مفیدبيژن مفيد در نهم خرداد ماه سال 1314 خورشيدي در تهران به‌دنيا آمد. پدرش غلامحسين خان نيز از هنرپيشگان تئاتر بود. او بعد از اتمام تحصيلات دبيرستاني، دورۀ هنرپيشگي را به‌پايان رساند و سپس در رشتۀ زبان و ادبيات انگلیسي به ادامۀ تحصيل پرداخت. در اين دوران او به عنوان دستيار استادان و کارگردانان آمريکايي، دوره‌هاي آموزش تاتر و نمايشنامه نويسي را در دانشگاه تهران تدريس و اداره مي‌کرد. در همين زمان کارگرداني چند نمايش را به عهده داشت و خود نيز در چند اثر از جمله نمايشنامۀ باغ وحش شيشه‌اي اثر تنسي ويليامز به ايفاي نقش پرداخت.بيژن مفید از همان سال‌هاي تحصِل در دبيرستان به فعاليت تئاتري پرداخت. بين سالهاي 1344 و 1345 گروه تئاتري از اعضاي کاملا آماتور تشکيل داد و نام آن را آتليه تئاتر گذاشت. در سال 1348 با تلاش آربي آوانسيان و همکاري و همت ايرج انور، شهرو خردمند، عباس نعلبنديان و بيژن صفاري، کارگاه نمايش در تهران بنيان گذاشته شد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه هفتم تیر 1385
نگاهی به سبک فرامرز پایور

استاد فرامرز پايور و استاد محمدرضا شجريانسبک و شیوه استاد پایور را از دو بعد می توان بررسی کرد: اول از بعد سنتور نوازی ایشان و دوم از بعد آهنگسازی. سبک سنتور نوازی پایور، سبک جدیدی است که کمی هم رنگ و لعاب سبک حبیب سماعی را به خود گرفته است و آن هم به دلیل تعلیمات استاد صبا بوده است. البته استاد صبا در نوازندگی سنتور مهارت و چیره دستی حبیب را نداشت ولی توانست از نظر اطلاعات پایه ای و شناخت ردیف موسیقی کمکهای شایانی به استاد پایور بنماید. سبک نوازندگی استاد پایور از همان ابتدا (به استناد آثار باقیمانده از آن زمان) تا به حال، تقریبا ثابت مانده است. بدون تردید با گذشت زمان بر مهارت و چابکی نوازندگی اش افزوده شده است ولی سبک کلی وی ثابت بوده است. چابکی و سرعت مضرابهای وی و در عین حال شمرده بودن ریزهایش (چنانکه معروف است که میگویند در عین سرعت می توان تعداد ریزهایش را شمرد!)، ویژگی خاص نوازندگی اوست.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه پنجم تیر 1385
احمد عبادی - او رفته با سه تارش

احمد عبادياحمد عبادی سال 1283 در خيابان ايران در تهران متولد شد. قامتی بلند و كشيده داشت. در همان سالهای اوليه راه افتادن تلويزيون درايران، هفته ای يك بار، شب به نيمه نرسيده برای يك ربع و گاه 20 دقيقه بر صفحه تلويزيون ظاهر می شد. سه تار را ايستاده می زد. چارپايه كوتاهی زير پايش بود و سازی كه كمتر در چشم مردم آشنا در زير بغل. سازش كوچكتر از آن سازی بود كه عاشيق های آذربايجان روی سينه می گيرند و همراه با چنگ زدن به آن می خوانند. بتدريج مردم با نام اين ساز بيشتر آشنا شدند: سه تار استاد عبادی! موقر می ايستاد و با مهارت و سرعت به سينه سه تار چنگ می زد؛ و گاه در سكوت پرده ها، سه تار را روی زانوهای نيمه خم شده خود جابجا می كرد و دوباره آغاز می كرد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385
نگاهي به تاريخچۀ سانسور در ترانه‌سرايي ايران

ترانه سراييسانسور با اينکه لغتي فرانسوي است و در اصل از آن کشور و زبان آمده، ولي چنان در مناسبات اجتماعي و بافت فرهنگي و هنري ما ايرانيان جا افتاده و خوش نشسته، که انگار از همان اول کلمهاي فارسي بوده و در معناي اين لغت، نمونههاي فراوان ايرانيآن ميتواند بهترين و رساترين آنها باشد. البته در مناسبات اجتماعي عواملي چون قوانين و آموزههاي مذهبي، به شکلي قانونمند شده، و مقولۀ اخلاق در افراد و جامعه، گرچه بهصورت قانوني نانوشته، ولي در جاي خود حضور داشته و موجوديت دارد. در عالم بيان و انديشه، و در دنياي هنر و خلاقيت اما برعکس، قانوني مدون با بند و ماده و تبصرههاي تعريف شده از سوي دولت وقت به اجرا گذاشته ميشود و از حمايت و قدرت حکومت نيز برخوردار است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه نوزدهم خرداد 1385
تورج نگهبان و سیری در ادبیات آهنگین ایران

تورج نگهبانبا سلام و درود فراوان خدمت همراهان و عزیزانی که در برنامه سیری در ادبیات آهنگین ایران با ما همراه می شوند و به هم به بررسی می نشینیم . این برنامه همزمان در تارنمای هنر و موسیقی که با کوشش آقای فرشاد عابدینی سپهر و امیدرضا میرصیافی ، در یک فضای پژوهشگرانه بسیار دقیقی تا آنجایی که من بررسی کردم اجرا می شود . من قبلا با این تارنما آشنا نبودم ولی رفته رفته احساس کردم یکی از تارنما ها و یک از مجموعه های درست و دقیقی در جمع آوری خبرها است . ما هم به عضویت این مجموعه در می آییم . غرض و آرمان همه ما پیشبرد موسیقی کلاسیک ایران و همچنین هماهنگ کردن موسیقی کلاسیک ایران با آن تازگی ها و نکات جذابی که در موسیقی جهان هست و اینکه این موسیقی را از حالت یکنواختی بیرون آوریم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه نهم خرداد 1385
سرود جاودان اي ايران نمونه بارز ايران دوستي استاد روح الله خالقی است

استاد روح الله خالقیروح الله خالقي در سال 1285 در شهرستان کرمان متولد شد و از شاگردان ممتاز و بزرگ استاد علينقي وزيري بود. وي يکي از مفاخر موسيقي ملي ايران بود، بهترين سالهاي زندگي خود را صرف پيشرفت موسيقي ملي ايران و تعليم و تعلم هنرجويان در راه اين هنر ارزنده و آسماني و ظريف کرد. وي خود شناختي کامل و همه جانبه در موسيقي ايراني و فرنگي داشت. آثار متعددي، شامل متدها و دستورهاي علمي براي تدريس موسيقي ملي، قطعات ارکستري، قطعات آواز، اتودها، آثار ساده براي مدارس، کتابها و نوشته ها و رسالات علمي از جمله: نظري به موسيقي و سرگذشت موسيقي ايران در دو جلد و غيره... از او بجاي مانده که داراي ارزشي گرانبها و پربار مي باشند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385
شهيارقنبري : نوشتن ترانه را از سن 15 سالگي آغاز كرد

شهریار قنبریشهيار قنبري فرزندحميد قنبري است ، كه در تاريخ  1331/6/5  در تهران متولد شده است اگر بنا باشد هنري به شهيار نسبت دهيم به خطا رفتيم زيرا كه او در هر هنري دستي داشته است كه برجسته ترين آن ترانه سرائي است و به اعتقاد بعضي از جمله اردلان سرافراز (از ديگرترانه سرايان بنام فارسي زبان) شهيار قنبري سرآغاز ترانه ي نوين ايران زمين است وبه راستي كه چنين است. شهيارقنبري نوشتن ترانه را از سن 15 سالگي آغاز كرد و در ميانه ي سنين پانزده و شانزده سالگي در ترديد نوشتن يا ننوشتن به سر مي برده است. تا اينكه به لندن مي رود. و در تظاهرات اعتراض به جنگ ويتنام شركت مي كند پس از آن به وطن باز مي گردد و او در اين مقطع ديگر شك نداردكه مي تواند بنويسد و فعاليت خود را به صورت جدي آغاز مي كند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي