تبليغاتX
هنرپيشه هاي قديم و خواننده هاي ايراني
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385
شمسی فضل اللهی در سال 1336 با نام مستعار شهرزاد در نمایشات شرکت می کرد

اما از سال 41 بود که همکاری خود را در رشته ی گویندگی با سری نمایشات داستان های یک شب از هزار و یک شب آغاز کرد و پس از آن در سال 1343 به رادیو ایران برای گویندگی و شرکت در داستان های شب رادیو دعوت شد و او این دعوت را استقبال کرد و پس از چندی برای گویندگی برنامه های همیشه جاوید گلهای جاویدان توسط شادروان داوود پیرنیا دعوت گشت و در این برنامه ها یکی از بهترین گویندگان بود که کارهایش شاهد این مدعاست.

در همین زمان وی با استودیو های دوبلاژ و صدابرداری و صداگذاری همکاری خود را به طور گسترده ای آغاز کرد. مادر هایی خلق کرد ماندگار. راویی بود بی نظیر و به یاد ماندنی. صدایی گرم با حزنی درونی و دلپذیر که اگر از غم می گفت این حزن آشکارتر می شد و گاه حس می کردی که ضجه ای در اعماق این صدا گم شده است.

از آن کارتون بانمک (بامزی، قویترین خرس جهان) خاطره ها داریم. و حالا زنگ خوردن و خوابیدن شل مان (شل من) به صدا در می آد... بعله! الاغ زبونش رو بیرون آورده بود و زبون الاغ اول از خط پایان مسابقه گذشته بود مادربزرگ تند و تند برای اژدها کوفته قلقلی درست می کرد ... و و و انرژی و دقتی که ایشان صرف این کارتون کرده بودند، به حدی بود که بزرگترها را نیز جذب می کرد. مدت هاست خو کرده است به تلویزیون، چه تئاتر تلویزیونی و چه سریال. مادر بزرگ می شود، با آن صدای ماندگار و موهای سپید و چین های نقش بسته بر پیشانی. سریال های امیر کبیر (آتیه)، فاصله و عطر گل یاس را در کارنامه دارد.

آخرین تئاتری که به خاطرم مانده از ایشان تله تئاتر در خیابان هیچکس به من نگاه نمی کند بود که از شبکه ی چهارم سیما پخش شد و همسری مهربان و پا به سن گذاشته برای مردی آرام و بازنشسته بود.

اما انگار این صداست که هر چه می کنم یادآور شمسی فضل اللهی می شود برایم. نه این که هنرپیشه ای ضعیف باشد نه. قضیه این است که صدا پا فراتر می نهد. امید که این راوی دوست داشتنی داستان های شب رادیو و مادر بزرگ مهربان تلویزیون همیشه ی ایام سلامت باشد با عمری طولانی.

 

منبع

+ نوشته شده توسط مجتبي