
ولي همواره با سينماي روشنفكري و يا فيلمسازان روشنفكر سينماي ايران ارتباط خوب و احترام آميزي داشته است، هر چند كه بعضا از سوي اين قشر سينما مورد بي مهري و بي توجهي قرار گرفته است؛ او را به قديمي بودن ذهنيات فراخور فيلم هاي فارسي با مولفه هاي كافه و رقاصه و پنج سيري و رختخواب محكوم كرده اند و مي كنند.
ايرج قادري نزديك به 15 سال از سنين ميانساليش را در دوري و ممنوعيت و توقيف تصوير و حضور گذراند و در آستانه دهه هشتاد دوباره فعاليت سينمايي اش را به شوق صداي دوربين از سر گرفت. بايد گفت هدايت فيلم و مرتضي شايسته سهم بسزايي در بازگشت ايرج قادري به سينماي كنوني ايران دارند. حضور دوباره قادري و نام او در سر در سينماها، تضمين كننده فروش فيلم هايش بوده و هست و خواهد بود، اما هرگز نتوانسته بازيگر جوان و ميانسال قديمي را صرفا به كارگرداني فيلم وا دارد و خاطره بازي و بازيگري را از ياد او بزدايد . . .
پس از گذشت ده سال از حضور مجدد در پشت دوربين، قادري دل به دريا زد و در فيلم قبلي اش آكواريوم به نقش كوتاهي مقابل دوربين فرج حيدري حاضر شد؛ با چشماني پر از درد و تحمل زجر سكوت و كسوتي پيرتر از آنچه كه فراخور سال هاي نبودنش باشد. تماشاگران ساليان دور بارها و بارها براي ديدن همين چند سكانس كوتاه و ديدن قادري امروزي به سينما رفتند و آكواريوم را ديدند . . .
هفته هاي گذشته باخبر شدم ايرج قادري فيلمبرداري فيلم اخيرش را آغاز كرده است و خودش نقش اول اين فيلم را ايفا مي كند. من براي همه تماشاگران سال هاي دور سينما كه شايد خيلي هايشان ساليان درازي باشد كه با سينما قهر كرده اند خوشحال شدم و همچنين براي ايرج قادري كه پس از 27 سال به آرزوي خود رسيد. از دوستان خواستم گزارشي از پشت صحنه محاكمه برايم بنويسند و گفتم به آقاي قادري بگوييد پس از 27 سال مقابل دوربين رفتن چرا با محاكمه؟
در همين راستا يادداشت زير به دستم رسيده است كه تقديم ياران نگاه هفت مي كنم.
اکيپ جديدترين فيلم ايرج قادري در تالار كاخ دادگستري تهران براي ثبت و ضبط پلان هاي محاكمه كه در تالار جنايي برحسب سناريو اتفاق مي افتد مستقر مي شوند: مدير فيلمبرداري حسين ملكي به همراه گروهش، مدير صدا محمود سماك باشي به همراه گروهش، سعيد مطلبي بزرگ كه به قول خودش در اين چند سال هر وقت نوشته ي خوبي داشته (فيلمنوشت) ايرج قادري آن را به لحاظ دوستي ديرينه جهت ساخت صاحب شده! و بالاخره ايرج قادري كارگردان و بازيگر نقش وكيل مدافع و سيد ابراهيم بحرالعلومي بازيگر نقش دادستان تهران . . . به فرمان كارگردان، هيئت رئيسه دادگاه متشكل از پنج قاضي در محل هاي خود مستقر مي شوند.
دستياران كارگردان به خانم بختياري علامت مي دهند تا هنروران زن و مرد به عنوان تماشاچي در محل هاي مربوطه مستقر شوند و سپس نوبت به استقرار خبرنگاران در جايگاه خودشان مي رسد و توجه بيشتري به شکل ظاهري افراد جلوي دوربين مي شود. قادري خود شخصا كنترل نهايي صحنه و بازيگران را برعهده دارد. ديالوگ ها توسط عوامل زيرمجموعه گروه كارگرداني به تفكيك نوشته و به بازيگران داده مي شود. لحظاتي سكوت، سپس متهم با دستبند و پابند در حالي كه دو مامور نيروي انتظامي در راست و چپش ديده مي شوند، وارد تالار مي شود. تالار را همهمه اي فرا مي گيرد و بيشتر به واقعيت مي ماند تا فيلم. سعيد مطلبي به محض مشاهده پابند و دستبند متهم به قتل كه جوانكي زيباروي است خود را به ايرج قادري مي رساند و مطالبي را در گوش او زمزمه ميكند. پس از لحظاتي قادري با سيد ابراهيم بحرالعلومي سر موضوعي مذاكره كوتاهي دارند با كارشناس قضايي حاضر در تالار مذاكره ادامه مي يابد و نتيجه اين مي شود كه پابند و دستبند متهم به موقع نشستن در تالار جنايي به ميان دو مامور نيروي انتظامي برداشته شود و به لحاظ ايذايي بودن نما پابند و دستبند به وضعي كه متهم با آنها حمل و نقل مي شود ديده نشود هر چند كه به واقع همين است و اين چنين است . . .
صحنه چيده مي شود . . . دستياران كارگردان سكوت مي دهند. محمد شايسته مدير توليد جوان بر صحنه نظارت دارد كه "قادري" در مقام كارگردان فرياد مي زند: سكوت ــ صدا بره
محمود سماك باشي: صدا رفت
قادري: دوربين
حسين ملكي: دوربين رفت
و عليرضا نيكرفتار است كه پشت لنز دوربين عكاسي خود منتظر شكار صحنه و لحظه است.
وكيل مدافع (ايرج قادري در مقام بازيگر) شروع به دفاع از متهم به قتل مي كند و ضمن دفاع نكاتي آموزنده از كتب و احاديث و اخبار را به عنوان مثل وارد دفاعيات خود مي كند.
دادستان (سيدابراهيم بحرالعلومي) كه بيانات وكيل مدافع را خارج از حيطه دفاع مي داند بانگ مي آورد.
دادستان: آقاي وكيل مدافع شما از متهم دفاع كنيد.
وكيل مدافع: بله بنده همين كار را مي كنم.
دادستان: نخير، شما دفاع نمي كنيد. شما درس مي دهيد، اينجا كه كلاس درس نيست.
وكيل مدافع: دنيا كلاس درس است آقاي دادستان.
كات
با مذاكره قادري و مطلبي و ملكي سكانس گرفته شده مورد قبول واقع مي شود و دوباره بازيگران در چيدمان اصلي و ميزانسن قبلي قرار مي گيرند تا ضمن تكرار نگاه ها و حركات خود عليرضا نيكرفتار عكاس خوش ذوق و هنرمند سينماي كشور عكس هاي استثنايي خود را بگيرد.
به علت صداي سيستم تهويه، به موقع فيلمبرداري سيستم خاموش است. پس براي قابل تحمل بودن نمايي طولاني كه بايد به مدت چهار روز از صبح زود تا ساعت 5 بعد از ظهر ادامه يابد ناگزير از روشن كردن سيستم تهويه هستيم تا براي ادامه نما ضمن تمدد اعصاب، گروه آمادگي بيشتر و بهتري پيدا كند.
قادري آخرين دكوپاژهاي خود را كنترل مي كند و من او را نگاه مي كنم. كسي را كه خستگي و آزردگي در جاي جاي صورتش پيداست و خسارت سالهاي كار نكردن و يا مانع كار شدن را هنوز نه فراموش كرده و نه با مرهمي به جاي آورده. راستي ما با پيشكسوتان هنر مملكت خويش چه ها كه نكرديم و چه ها كه بر سر آنها نياورديم و چه خردبچگان را كه ميدان از براي مانور و اين منم و اين تنم و اين عضلات گردنم نبخشيديم!
وقتي به او (ايرج قادری) گفتم راجع به آخرين فيلم خودت محاكمه براي شاهرخ بنويس با خطي زيبا و دل شكسته نوشت:
. . . محاكمه . . . محاكمه خويشتن خويش است، كه من در آن به نقش وكيل مدافع از عمر فنا شده خود به دفاع مي پردازم و شايد در اين دفاع عدالت را نيز بيابم.